۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

اسلام ناب محمدی؛حکومت عدل اسلامی: شوهرم مرا همزمان به چهار نفر فروخت


ایران پرس نیوز:سایت خبرآنلاین: شوهر معتادم مرا در قبال در یافت مبلغی بسیار ناچیز به چهار نفر فروخت.

من و همسرم حدود 7 سال قبل بطور عاشقانه زندگی مشترکمان را شروع کردیم وآن زمان او در یکی از شرکت های خصوصی مشغول به کار بود.

ما در دو سال اول زندگ ی مشترکمان ، زندگی بسیار شیرین ودوست داشتنی ای را داشتیم ونسبت به همدیگر نیز عشق می ورزیدیم که پس از دو سال متوجه تغییراتی در رفتار وی شدم .

آره ، بعد از مدتی فهمیدم که همسرم معتاد می باشد اما نمی دانستم که معتاد به چه موادی می باشد .

یکسال بعد از آن در حالی که سومین سال ازدواجمان نیز گذشته بود از یکی از دوستان همسرم فهمیدم که اوبه دلیل اعتیاد به کراک مدت دوماهی است که از محل کارش اخراج شده است.

خیلی برایم سخت وناگوار بود چرا که از سویی همسرم رابسیار دوست داشتم واز سویی دیگر فرزند دوم مان نیز در راه بودواین برایم بسیار سخت وناگوار بود.

اوایل به روی خودم نیاوردم اما کم کم مسائل مالی ومشکلات آن به دلیل بیکاری همسرم داشت مارا از پای در می آورد، بعد از اون دیگه کاری درست وحسابی پیدا نکرد ، بجز آنکه هر از گاهی برای مدتی کوتاه در جایی کار می کرد وبعد از آن اخراج می شد.

روز به روز وضعمان بدتر می شد وکم کم همسرم با بالا رفتن مصرفش روبه فروش وسایل منزل کرد که با مقاومت من روبرو می شد وگهگاهی هم با کتک زدنم به هدف خود می رسید.

باورم نمی شد که همسرم واقعا همان فردی باشد که در اوایل ازدواجمان با وی آشنا شده بودم چرا که دیگه اعتیاد اورا از پای در آورده بود واز سویی او دیگر پدر دو فرزندم بود.

خیلی از شبها به منزل نمی آمد و نمی دانم در کجا می خوابید چون از هر دوست وآشنایی در زمان غیبتش از منزل سراغش را می گرفتم اظهار بی اطلاعی می کرد.

من که عرصه را بر خود تنگ دیدم به این فکر افتادم که خودم به سرکار بروم ونان آور منزل شوم به همین دلیل با یک شرکت خدماتی شروع به کار کرده وبا هماهنگی آن شرکت به نظافت منازل وآپارتمانها می پرداختم .

در آمد کارم کم وسخت بود اما هزینه منزل وفرزندانم را می توانستم پرداخت کنم وگهگاهی شوهرم که متوجه می شد من از کارم دارای مبلغی پول هستم با کتک کاری واعمال فشار هرچه که داشتم از من می گرفت وخرج مصرف خود می کرد.

خلاصه زندگی به کام من وفرزندانم نبود اما چه قدر سخت بود که همسرم را با آن وضع می دیدم او دیگه از سویی عادت کرده بود به گرفتن پول از من واگر پولی نبود کتکش برای من بودو از سویی دیگه به دامی افتاد که راهی برای فرارنداشت.

یک روز از بیرون وارد منزل شد که بچه ها خوابیده بودند ومن هم از خستگی ومریضی افتاده بودم که او را دیدم وبلافاصله پس از وارد شدنش از من طلب مبلغی پول کرد.

اما من هیچ پولی در بساط نداشتم وبه همسرم گفتم که ندارم ، آماده کتک خوردن بودم که گفت : حالا که بچه ها خوابند بیا تا یک کار مناسب وپور در آمدی برات سراغ دارم.

گفتم کارش چیه؟ او جواب دادبا پیمان کارش هم صحبت کردم گفت که همسرت را بیا رسرکار.

گفتم : بذارش برای فردا ، امروز هم خسته هستم وهم مریضم که او درجواب گفت:پیمانکار شرکت گفته اگر همسرت را همین الان بیاری سرکار استخدامش می کنیم ولی اگر فردا باشد کسی دیگر استخدام می شود.

هرچه از همسرم پرسیدم نگفت کارش چیست؟ فقط گفت که ، کار مناسب وپردر آمدمی باشد.

باالاخره با لباس پوشیدن وآماده شدنم با هم رفتیم بیرون و مرا به یک ساختمان نیمه کاره در حال ساخت که تقریبا متروکه نیز بوده برده وگفت : توهمین جا باش من میروم پایین وبر می گردم.

اون رفت پایین ساختمان وبعد از یکی دو دقیقه دیدم با چهار جوان در حال صحبت کردن می باشد.

خیلی تعجب کردم اما وقتی که کنجکاوشدم متوجه شدم او مقداری پول از هرکدامشان گرفته ورفت.

من در کمال تعجب رفتم به سمت پله ها که به یکباره یکی از آن جوانها با چشمانی براق جلوی مرا گرفت وگفت کجا ؟ گفتم می خواهم با همسرم بروم منزل ، اون جوان گفت: همسرت پولش را گرفت و رفت وتو باید خواسته ما چهار نفر را جواب بدی .

گفتم : منظورت را متوجه نمی شوم.

اوگفت: خودت را نزن به اون راه که به یکباره دیدم دنیا جلوی چشمانم سیاه شده بود.دیگه همه چیز را فهمیده بودم،او مرا فروخته بود. او شرف و آبرویم را به حراج گذاشته بود.

باورم نمی شد که همسرم مرا مثل یک حیوان بفروشد ،توفکربودم که دیدم هرچهار نفری دارندمثل گرگ به من حمله می کنند من هم که شدیدا هم وحشت کرده وهم ترسیده بودم جیغ می کشیدم .بعد از مدتی کوتاه از جیغ وداد من واز شانس من ویاری خدا بعد از پاره شدن لباس من و یکی از آن جوانان ماشین پلیس که از آن کنار ساختمان خرابه می گذشت متوجه می شود وبه دادم رسیده وآن چهار جوان را هم دستگیر می کند.

پخش پوستر یاران در بند دانشگاه علامه در آستانه ۱۶ آذر


ایران پرس نیوز:دانشجونیوز: دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در آستانه فرا رسیدن روز دانشجو (۱۶ آذر)، اقدام به توزیع پوستر یاران در بند این دانشگاه مهديه گلرو ، مجيد دری و آرش صادقی در دانشکده ادبیات کردند.

در روزهای اخیر دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی با پخش تراکت هایی که تصویر سه دانشجوی در بند این دانشگاه بر روی آنها نقش بسته به استقبال روز دانشجو رفته اند. فعالیت ها در دانشگاه های کشور در آستانه ۱۶ آذر و طی روز های اخیر در حالی افزایش می یابد که تقریبا در تمام دانشگاه های بزرگ فضایی امنیتی حاکم است.

پیش از این دانشجویان دانشگاه های تهران، علم و صنعت، پلی تکنیک، فردوسی مشهد، خواجه نصیر، بین المللی قزوین، شهرکرد، آزاد علوم تحقیقات و … با انجام فعالیت های همچون توزیع عکس دانشجویان زندانی، فراخوان برای بزرگداشت روز دانشجو و همچین در برخی از دانشگاه ها پخش نشریات تک صفحه ای مانند "دانشجو" ، "کلمه" و "اعتماد ملی" به استقبال روز دانشجو رفته اند. گفتنی است که در برخی از دانشگاه ها نیز دانشجویان اقدام به دیوار نویسی کرده اند.

به نظر میرسد که فعالیت های دانشجویان در فضایی کاملا بسته و جو سرکوب موجود در کشور، نشان دهنده پویایی و دینامیک جنبش نوین دانشجویی در ایران است.

خطر جدی صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی زهرا بهرامی


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی زهرا بهرامی شهروند ایرانی –هلندی تبار قرار است روز یکشنبه 14 آذر ماه در شعبه 15 بیدادگاه انقلاب توسط صلواتی قاضی فرمایشی جنایتکار مورد محاکمه قرار گیرد.
خانم زهرا بهرامی پس از نزدیک به 1 سال بلاتکلیفی در زندان که بیش از 9 ماه آن را در بند 209 زندان اوین در بازداشت بسر برد.قرار است که روز یکشنبه 14 آذر ماه بر مبنای اتهامات زیر توسط صلواتی مورد محاکمه قرار گیرد ؛محاربه،عضو انجمن پادشاهی،تبلیغ علیه نظام،اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی و همچنین داشتن مواد مخدر! در منزل می باشد.
بنابه گفتۀ خانواده اش به احتمال زیاد خانم بهرامی توسط صلواتی محکوم به اعدام خواهد شد.
خانم بهرامی اتهامات نسبت داده شده را رد می کند و به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و وکیل هلندی خود هم این موضوع را اعلام کرده است.
او در حال حاضر در بند متادون زندان اوین همراه با سایر زندانیان سیاسی زن در بازداشت بسر می برد.خانم بهرمی سال گذشت جهت دیدار با فرزندش به ایران مسافرت کرد و در اعتراضات گسترده مردم ایران در روز عاشور شرکت کرد که توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و ابتدا به زندان گوهردشت کرج و سپس به بند 209 زندان اوین منتقل شد. او در اثر شکنجه های جسمی و روحی وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خود شد که از تلویزیون دولتی پخش گردید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به صدور حکم اعدام برای این زن زندانی هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر ،دولت هلند و سایر مراجعه بین المللی خواستار اقدامات لازم برای جلوگیری از صدور حکم ضد بشری اعدام علیه این زن زندانی است.

بهروز جاوید تهرانی را تهدید به حذف فیزیکی کردند


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در پی افشای فیلم شکنجه های ضدبشری که سال گذشته در بند 1 زندان گوهردشت کرج روی داد و در آن اظهارات زندانیانی مانند بهرام تصویری ،محسن بیک وند،سامان محمدی در مورد تجاوز جنسی با باتون ، شکستن دست و پای زندانیان و سایر اعمال ضد بشری را تشریح می کردند. انعکاسی گسترده وموجی از خشم و نفرت در ایران و جهانیان برانگیخت. این مسئله باعث شد که یکی از شعبه های بازپرسی دادگاه انقلاب کرج را ناچار کند تا در مورد آن تحقیق نماید.
در این راستا روز پنجشنبه 11 آذرماه زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی یکی از شاهدان این جنایت برای تشریح مشاهدات خود به شعبۀ 14 بازپرسی دادگاه انقلاب ناحیۀ 3 کرج فراخوانده شد. زمانی که آقای جاوید تهرانی عازم بازپرسی دادگاه بود یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با لحن تهدید آمیزی او را خطاب قرار داد و گفت:«جاوید حواست باشه توی دادگاه چه میگویی ،تو 11 ماه دیگر مهمان مایی و میتونه هر اتفاقی برایت بیفتد».
همچنین زمانی که او را به دادگاه منتقل می کردند 2 افسر پاسدار به نام های مهران آقایی و امیر مختاری سعی داشتند که به او پابند بزنند که با مخالفت شدید آقای جاوید طهرانی مواجه شد و ناچار به عقب نشینی شدند. این دو پاسدار سپس اقدام به تهیۀ گزارشی دروغین نمودند که در آن ذکر شده است که با آنها برخورد فیزیکی داشته است.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی تمامی مشاهدات خود را که حاکی از شکنجه های قرون وسطایی و ضدبشری بود تشریح کرد و همچنین تهدیدات بازجوی وزارت اطلاعات را یادآور شد. سپس زندانیان که مورد شکجه قرار گرفته بودند مانند؛محسن بیک وند،سامان محمدی،حسن شریفی و بهرام تصویری برای تشریح شکنجه ها به بازپرسی آورده شدند. این 4 زندانی تهدید شده بودند در صورت افشای شکنجه ها آنها را به قتل خواهند رساند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تهدید به حذف فیزیکی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان به صرف افشای شکنجه های قرون وسطایی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

پرسش و پاسخ با شاهزاده رضا پهلوی - نوامبر


پرسش 1) با توجه به اطلاعات نادرستی که رسانه های رژیم به نسل آیندۀ ایران می دهند پرسش من اینست که آیا شما در نظر دارید که یک شبکۀ ماهواره ای برای روشنگری نسل جوان راه اندازی نمایید؟

مریم م آزاد, ایران



شاهزاده رضا پهلوی: مریم عزیز،

این پرسشی است که طی سالیان بارها از من شده است. من مطمئنا نبود یک وسیلۀ ارتباطی با هم میهنانمان در داخل – و ارتباط آنان بین خودشان را به عنوان یک وسیلۀ حیاتی در مبارزاتمان درک و حس کرده ام.



سازمان های خبری دولتی و یا ایستگاه های رادیو تلویزیون ایرانی در خارج از کشور به نوعی در ایجاد این ارتباط نقش داشته اند، ولی الزاما محتوا و تداومی را که ما برای مبارزه نیاز داریم را ارائه نمی دهند.



من با افرادی که آمادۀ کمک به روش های گوناگون هستند صحبت کرده ام، بسیاری از آنان بخشی از نسل کنونی هستند. صرف نظر از بودجه و تدارکات، ما همچنین به کادری نیاز داریم که بتواند محتوایی مناسب و قابل اتکا را تهیه و ارائه نماید. محتوا همانقدر مهم است، اگر از اهمیت بالاتری برخوردار نباشد، که مکانیزم و تکنولوژی. تمام اینها قابل اجرا خواهد بود زمانی که ما بتوانیم بودجۀ مورد لزوم را تهیه نماییم.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 2) مادران و خواهران ما هستند که هزینۀ نهایی را می پردازند. زمان آن نرسیده است که بازی کردن با ایدۀ حقوق زنان را کنار بگذاریم و از آنان پشتیبانی کنیم؟ آیا آنان نیروهای سلحشور ما در داخل نیستند و بهترین گزینه برای یک یارگیری صلح آمیز در نیروهای نظامی؟

پرتو ، تگزاس



شاهزاده رضا پهلوی: پرتو عزیز،

من آگاهم که تا چه میزانی بانوان ایرانی از زمان به قدرت رسیدن این رژیم رنج برده اند. آنان سنگین ترین هزینه را بیش از هر فردی در میان ملتمان پرداخته اند. درحالی که بانوان در سراسر جهان در سه دهۀ اخیر به مدارج چشمگیر اجتماعی و سیاسی دست یافته اند، رتبۀ بانوان در کشور ما به شهروند درجۀ دوم فروکاهیده است و از حقوق اولیه شان محروم شده اند. مخصوصا این موجب اندوه من است که ببینم پیشرفت هایی که بانوان بدان دست یافته بودند به نحو فاحشی توسط رژیم مذهبی واژگون شده است.



من اغلب در طی سالها اشاره کرده ام، که بانوان نخستین گروهی بوده اند که به رویارویی با رژیم کنونی برخاسته اند، و برای دستیابی به حقوقشان سی سال و اندی است که با این رژیم مبارزه می کنند. من منظور شما را از "بازی کردن با ایده مشکل بانوان" را درک نمی کنم: من همیشه گفته ام که به شمار نیاوردن 50 درصد از جمعیت کشورمان مانند آن است که به خواهیم با یک پا ماراتن بدویم. بانوان اغلب در صف اول تظاهرات بر علیه رژیم هستند و اغلب سرسخت ترین نیرو برای حفظ حقوق انسانی مردم در مقابل نیروهای سرکوبگر در خیابان ها هستند. بانوان ما نمایندگان جدی برای تغییر هستند – شاید جدی ترین در این زمان از تاریخ ما. من همچنان به پشتیبانی از مبارزات بانوان شجاعمان ادامه می دهم.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 3) با درود، از آنجایی که اخیرا ایرانیان در درون کشور نقش اساسی در دستیابی به آزادی ایفا کرده اند، آیا شما برنامه ای دارید که با ایرانیان درون کشور بیشتر در تماس قرار بگیرید؟

جوانان ناسیونالیست



شاهزاده رضا پهلوی: جوانان ناسیونالیست عزیز،

من بطور مداوم در تماس با هم میهنانمان در ایران هستم. من از راه اینترنت گفتگو و کنفرانس تلفنی برقرار می نمایم که گاهی صدها نفر در آن حضور می یابند. ولی، علیرغم تمامی تلاش های ما، انکارناپذیر است که رژِیم کنونی کنترل شدیدی بر ارتباطات داخلی و خارجی دارد. ما نیاز به دسترسی بیشتر و بهتر به هم میهنانمان داریم تا آنان نیز بتوانند به اطلاعات ماورای سانسورهای رژیم دست یابند آنچنان که من دارم. هم چنین به شدت نیاز به مکانیزم ارتباطی است که به صورت گسترده و فراگیر بتواند تماس با جامعه را میسر سازد.



ارتباطات ثانوی نیز هم چنین بسیار در تلاش های ما کارسازاست. این بدان معناست که افرادی مانند شما پیام های مرا برای آزادی و همبستگی به هم میهنانمان در داخل ایران برسانند. من شما را تشویق می کنم که فایل های ویدئویی، پی دی اف و سایر مطالبی که پخش می کنم را دانلود کرد و به شبکۀ خصوصی خود ارسال دارید – و از شبکۀ خود نیز بخواهید که همین کار را ادامه دهند– بدین وسیله شما صدای مخالفین را هزار بار رساتر می کنید. ما همگی در نجات دادن ایران از این کابوس دراز مدت مسئولیت داریم و من امیدوارم که شما هرکسی را که می شناسید تشویق کنید که سهم خود را در این وظیفۀ ساده ولی پراهمیت ایفا کنند.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 4) با درود، تجربه ای از شروع کار آقای اوباما که برنامۀ هفتگی رادیویی دارند و با مردم صحبت می کنند. آیا امکان دارد که شما برنامه ای هفتگی برای درمیان گذاشتن نظراتتان با ما داشته باشید؟ با سپاس

ریموند، انگلستان



شاهزاده رضا پهلوی: ریموند عزیز،

من به شما اطمینان می دهم که از تمامی امکانات موجود برای رسانیدن پیام هایم به هم میهنانم بهره می گیرم و همچنان در جستجوی روش های نوین ارتباطات هستم. ولی ترجیح می دهم که به جای برنامۀ هفتگی یک نواخت، با هم میهنانم گفتگو داشته باشم تا ما بتوانیم از یکدیگر یاد بگیریم که چگونه به ایران کمک کنیم. هدف من همیشه این بوده که زمانی پیام بفرستم که لازم بوده است نه پیام بفرستم برای آنکه حرفی زده باشم.



من شما را تشویق می کنم که فایل های ویدئویی، پی دی اف و سایر مطالبی که پخش می کنم را دانلود کردو و به شبکۀ خصوصی خود ارسال دارید – و از شبکۀ خود نیز بخواهید که همین کار را ادامه دهند.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 5) آیا زمان آن "اکنون" است که خطوط و حدود را مشخص نموده و رهبران تمامی گروه ها و احزاب را که خواهان یک رهبر نمادین می باشند که اهداف ملی ما برای آزادی و تاریخ کهن ما را نمایندگی کند را زیر چتر همبستگی ملی گرد هم آورید؟

فرهمند ، پنسیلوانیا



شاهزاده رضا پهلوی: فرهمند عزیز،

موافقم. زمان آن رسیده است. من خطوط و حدود را سی سال پیش برعلیه رژیم کنونی مشخص کرده ام. مشخصا، ملت ایران نیز این خطوط و حدود را ترسیم نموده اند. و من همچنان به ترسیم خطوط بین آنانی که باورمند هستند که این رژیم باید ادامه دهد، و فکر می کنند که قابل اصلاح از درون است – و آنانی که به آیندۀ دیگری برای ایران می اندیشند: یک دموکراسی سکولار ادامه می دهم.



در طی سی سال گذشته، هدف اصلی من همان بوده است که شما پیشنهاد کرده اید – تلاش برای گرد هم آیی هر چه بیشتر ایرانیان برای همکاری با یکدیگر. من این کار را بدون جهت گیری ایدئولوژی خاصی انجام داده ام. ولی، اگر قرار است که من نمایندگی نظرات جمعی را داشته باشم، این نقش می بایست بوسیله شما، جمعا، به من اعطا شود.



به نظر من رهبری نوین نباید به روش از بالا به پایین باشد. باید پایۀ آن از بطن جامعه (هرم وارونه) باشد، بوسیلۀ مردم تایید شده باشد و متفاوت از گذشته. این روش رهبری من است – من این کار را در طی سه دهۀ گذشته انجام داده ام – من فقط ادعای آنرا نکرده ام – فقط انجام داده ام.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 6) با درود شاهزادۀ محبوب، سال ها ست که شما تلاش کرده اید که یک "اتحاد" از اپوزیسیون با منافع مشترک به وجود آورید، برای سرنگونی جمهوری اسلامی، ولی تا کنون انجام نشده است. نهایتا چه زمانی این شکل خواهد گرفت؟ آیا این مقر این اتحاد در پاریس خواهد بود؟

فرهاد ، شیراز



شاهزاده رضا پهلوی: فرهاد عزیز،

اگر نایل شدن به اتحاد یک عمر به درازا بکشد، بگذار که چنین باشد. آنچه که می توانم بگویم، بدون اتحاد، رژیم پیروز خواهد بود. با اتحاد ما پیروزیم، با نفاق ما شکست خواهیم خورد.



من بسیار بوسیلۀ جوانان و روح جنبش سبز نیرو گرفته ام. نسل امروز محدودیت و کوله بار نسل گذشته را بر دوش ندارد. نسل جوان مجهزتر برای مبارزات ملت ما هستند و تنها چیزی که آنها می خواهند آزادی و برابری است.



نهایتا، من فکر می کنم که اروپا صحنۀ بهتری برای همآهنگی این تلاش است، و احتمالا در زمان لازم به این کار مبادرت شود.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 7) اعلیحضرت رضا پهلوی. اولا من می خواهم از شما تشکر کنم برای سالهایی که همچنان مبارزه برای آزادی را ادامه داده اید. چگونه شما در نظر دارید که ارتش در داخل را تشویق به حمایت از جنبش ما بکنید؟

1curiuosirani ، سان دیگو ، آمریکا



شاهزاده رضا پهلوی: 1curiuosirani عزیز،

ساده است. ارتش (یا نیروهای سرکوبگر) می توانند آیندۀ ایران و خودشان را تضمین کنند چنانچه اکنون به ملت بپیوندند. همانطوری که در پرسش و پاسخ ماه اکتبر اشاره کردم، ما زمانی می توانیم برادران و خواهران مان در ارتش را به سوی خود جلب کنیم که به آنان بگوییم که تغییر این رژیم موجب محو آنان نخواهد شد. این رژیم از نیروهای مسلح برای حفاظت ملت استفاده نمی کند برعکس از آنان برای اقدامات ماجراجویانه اش بهره می برد.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 8) اعلیحضرت، چگونه مردم داخل و خارج از ایران می توانند به زندانیان سیاسی کمک کنند که حفاظت شوند و از زندان های جهل و جنون و خونریز رژیم به یک روش دموکراتیک آزاد شوند؟

ارادتمند نگین



شاهزاده رضا پهلوی: نگین عزیز،

تا زمانی که ما به مرحله ای که بتوانیم یک حکومت دموکراتیک که تضمین کنندۀ حقوق فرد برای آزادی بیان باشد، و تا زمانی که ما ایدۀ زندانی سیاسی را از فرهنگ مان حذف نکنیم، ما مجبوریم که مستمرا به جهان یادآوری کنیم که ایرانیان بوسیلۀ رژیم کنونی در خطر هستند و باید به آنان یاری رسانید.



بسیاری از ایرانیان معترض هستند که رژیم کنونی وحشی است و معتقدند که وحشی ها را با روش های صلح آمیز نمی توان سرنگون کرد. من مخالفم. من تمام زندگیم پشتیبان روش به دور از خشونت برای رسیدن به تغییر بوده ام. روش به دور از خشونت در حقیقت یک راه منطقی نافرمانی است و نه یک روش انفعالی مقاومت.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 9) والاحضرت، مایلم بدانم که احساس شما نسبت به بازگشت پادشاهی چیست؟

شاکوهانده، شیکاگو



شاهزاده رضا پهلوی: شاکوهانده عزیز،

آنچه که در درجۀ اول اهمیت قرار دارد آن است که هم میهنانم آزاد شوند و امکان آنرا داشته باشند که یک انتخابات آزاد و منصفانه را برگذار کنند، در آن زمان ایرانیان می توانند یک پادشاهی دموکراتیک مانند اسپانیا، سوئد و ژاپن را برگزینند. انتخاب در دست آنان است. آنچنان که من سی سال است که در مقالات بی شمار، کتاب ها و مصاحباتم گفته ام من آیندۀ پادشاهی را به هم میهنان عزیزم می سپارم.


--------------------------------------------------------------------------------



پرسش 10) ما چگونه می توانیم اطمینان را به مردم برای ادامۀ مبارزه بازگردانیم؟

رویا ، کالیفرنیا



شاهزاده رضا پهلوی: رویا عزیز،

من بسیار از پرسش بجای شما که به یک مسئلۀ ریشه ای اشاره دارد سپاسگزارم: کمبود موفقیت در جنبش. اعتماد چیزی نیست که به صورت ناگهانی به دست آید: زمان و همکاری بسیار لازم دارد که این زمینه ایجاد شود.



اکثریت بزرگی برعلیه رژیم کنونی هستند – این واضح است. و هنوز به نظر می رسد که مردم در مورد اهداف و نیات هریک از اعضای اپوزیسیون نگرانی دارند. به دلیل این عدم اعتماد، ما منابع و زمان بسیاری برای سرنگونی این رژیم مذهبی از دست داده ایم که به روشنی دوران زندگی بیش از اندازه ای داشته است.



پیشنهاد من این است که اقدامات واقعی و رفتار اپوزیسیون را زیر نظر بگیرد و بررسی کنید. با اطمینان به احساس خودتان موضوعات و افراد را تحت بررسی قرار دهید. گفتار هیچ کس را کورکورانه نپذیرید – حتی مرا. آن زمان است که شما خواهید دریافت که به چه کسی می توانید اعتماد کنید.



من به سهم خود، اولین شرط را شفافیت قرار داده ام. این در بطن تمامی اقدامات و گفته های من است، و من فکر می کنم که یک عامل اساسی که جنبش مورد اعتماد قرار گیرد. و البته، گذر زمان نیز کمک خواهد کرد.


زنده باد شاهزاده رضا پهلوی

نگهداری نوید محبی ، وبلاگ‌نویس جوان در سلولی به همراه یک متهم به قتل

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

پارس دیلی نیوز:پس از گذشت نزدیک به ۸۰ روز بازداشت ، بلاتکلیفی نوید محبی در زندان آمل


در حالی که رسیدگی به پرونده‌ی نوید محبی، وبلاگ‌نویس جوان و از فعالان کمپین یک میلیون امضا، روز ۲۳ آبان ماه در دادگاه انقلاب شهر آمل انجام شده است، وی به بند جوانان زندان آمل که فاقد طبقه‌بندی و تفکیک جرائم است منتقل شده و در سلولی به همراه یک متهم به قتل نگهداری می‌شود.


به گزارش منابع آگاه این بند از نظر تراکم زندانیان بسیار شلوغ و طبقه‌بندی تفکیک جرائم نیز در آن رعایت نمی‌شود. در حال حاضر در این بند که ظرفیت پذیرش ۵۰۰ نفر را دارد، ۷۰۰ زندانی نگهداری می‌شوند و وضعیت بهداشتی و کیفیت غذای این زندان نیز بسیار نامناسب است.


در حالی که دادگاه نوید محبی بدون حضور وکیل مدافع و تنها با حضور پدر او برگزار شده بود اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی، توهین به خمینی و خامنه ای ، تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با رسانه‌های بیگانه» و «عضویت در کمپین یک میلیون امضاء و حمایت از اعضای آن» به وی تفهیم شد و دادگاه در خصوص اتهام «توهین به بنیانگذار و رهبر فعلی جمهوری اسلامی» به دفتر خاطرات ۱۲ تا ۱۶ سالگی این وبلاگ‌نویس استناد کرده است.


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر ، محبی، از ۲۷ شهریورماه در بازداشت به سر می‌برد. وی در منزل پدری‌اش در شهرستان آمل، طی یورش هشت نیروی امنیتی بازداشت شد. گفته می‌شود بازداشت وی همراه با «ضرب و شتم شدید» بوده و نیروهای امنیتی با «نشان‌دادن سلاح گرم، خانواده محبی را تهدید کرده‌اند».


چندی پیش، سازمان گزارشگران بدون مرز از نوید محبی، با عنوان «جوان‌ترین وبلاگ‌نویس زندانی جهان» نام برد. همچنین، جمعی از وبلاگ‌نویسان، فعالان مدنی و زنان با انتشار بیانیه‌ای نسبت به ادامه‌ی بازداشت و بلاتکلیفی نوید محبی اعتراض کرده بودند.

حکومت وحشی جمهوری ننگین اسلامی باز هم دست یک شهروند را قطع کرد

پارس دیلی نیوز:اجرای حکم قطع دست یک نفر دیگر در کرمانشاه


قطع دست یک متهم به سرقت در زندان مرکزی کرمانشاه در حضورعده‌ای که دادستان کرمانشاه «اشرار و اراذل و اوباش سابقه‌دار محلات!» خواند، اجراء شد.


به گزارش ایسنا، رییس شعبه ۱۰۷ جزایی کرمانشاه گفت: فردی که به اتهام سرقت محکوم به تحمل شش سال حبس شده بود در رمضان امسال با مرخصی از زندان خارج و پس از اتمام مدت مرخصی به زندان مراجعه نکرده بود و قریب یک سال فراری بود که در نهایت حین ارتکاب جرم دستگیر و به ۵۷ فقره سرقت اعتراف کرده بود.


در کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب کرمانشاه برای این فرد تقاضای اجرای حد الهی شده بود که پس از اجرای تشریفات دادرسی در دادگاه جزایی، حکم قطع ید وی صادر و در زندان مرکزی کرمانشاه اجرا شد.


به هنگام اجرای این حکم به دستور دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه، علاوه بر سارقین زندانی، نیروی انتظامی عده‌ای را تحت عنوان «اشرار و اراذل و اوباش سابقه‌دار محلات» نیز به منظور مشاهده اجرای این حکم و «عبرت گرفتن» از آن در زندان مرکزی کرمانشاه جمع کرده بود.