۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه

زندان قرچک ورامین؛ کهریزک دوم (انتقال زندانیان سیاسی)


ایران پرس نیوز:سایت تحول سبز: خانواده های زندانیان سیاسی زن در زندان رجایی شهر که به تازگی به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند می گویند که این زندان کهریزکی دیگر است .گفته می شود که به زودی زندانیان سیاسی زن در اوین نیز به قرچک ورامین منتقل خواهند شد.

به گزارش کلمه، این زندانیان زن در تماس های تلفنی با خانواده هایشان اعلام کرده اند این زندان کهریزک دیگری است که در آن به زندانیان حتی آب و غذا به موقع داده نمی شود و مسوولان زندان هر زمان دلشان بخواهد به زندانیان غذا می دهند .آب این زندان نیز در بیشترین ساعات روز قطع است .

این زندانیان گفته اند روز گذشته وقتی به این شرایط اعتراض کرده اند، ماموران زندان با باتوم آنها را کتک زده اند که این ماجرا موجب شکستن ناخن چند تن از این زندانیان شده است .

زندانیان این زندان شرایط این زندان را با یک” مرغدانی “مقایسه کرده و گفته اند اگر این شرایط تا فردا پایان نیابد و این زندانیان به زندان دیگری منتقل نشوند و یا به وضعیت شان رسیدگی نشود دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.

شبنم مددزاده و جمع دیگری از زندانیان سیاسی زن در رجایی شهر از جمله زندانیان انتقال یافته به زندان قرچک هستند.این زندان همچون زندان کهریزک در حاشیه تهران واقع است و با توجه به وضعیت نامناسب و نگهداری زندانیانی با جرایم سنگین از قبیل اعتیاد و توزیع مواد مخدر، سرقت و تخلفات اجتماعی، شرایط سختی را برای زندانیان سیاسی که به آنجا منتقل می شوند به وجود می آورد.

خانواده های زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر نیز پیش از این با انتشار نامه‌ای نسبت به شرایط دهشتناک و غیرانسانی موجود در بند زنان زندان رجایی شهر اعتراض کرده بودند ، اما به جای رسیدگی به این شرایط اکنون این زندانیان به زندانی به مراتب بدتر از زندان رجایی شهر منتقل شده اند ، زندانی که استانداردهای لازم برای زندانی کردن افراد را ندارد و به بازداشتگاه کهریزک شباهت دارد.

آنها در این نامه نوشته بودند : «طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها و قوانین موجود، مسئولیت جان زندانی، با سازمان زندانها و تمامی نهادهای مرتبط با‌ آن است، در زندان رجایی‌شهر کرج، تنها چیزی که ارزش نداشت جان آدمیزاد بود. دسترسی به امکانات پزشکی و بهداری در این زندان به شدت محدود بوده و در مواردی غیرممکن بود. زندانیان در صورت ابتلا به بیماری، نه تنها از سوی تیم پزشکی مستقر در زندان مورد معالجه قرار نمی‌گرفتند بلکه در مواردی به بخش قرنطینه منتقل می‌شده تا خودشان بهبود پیدا کنند.»

آنها در این نامه از ریاست قوه قضاییه ، صادق لاریجانی پرسیده بودند :«آیا هدف از تبعید زندانیان سیاسی و به خصوص زنان به زندان​های خارج از محل زندگی​شان، ایجاد شرایطی برای مرگ تدریجی آنان است؟ آیا قصد دستگاه قضایی بر این است که این افراد پس از بازگشت دوباره به جامعه، دچار بیماری‌های مختلف جسمی و روحی باشند و هرگز در قامت یک انسان سالم به جامعه بازنگردند؟ زنان و دختران محبوس در تبعیدگاه​ها نیز، مادران امروز و فردای جامعه هستند، آیا آنچه در در این زندان​ها بر عزیزان ما می‌گذرد، نادیده گرفتن جزئی‌ترین اصول انسانیت نیست؟»

آنها تاکید کرده بودند :«هیچ​گونه اطلاعی از سرنوشت عزیزان شان ندارند و تصور انتقال آنان به زندانی بدتر از زندان رجایی​شهر، بر نگرانی​های آنها افزوده است. »

اکنون این تصور خانواده ها به واقعیت پیوسته است و عزیزان شان به زندانی که به بازداشتگاه کهریزک شباهت دارد منتقل شده اند آیا این زندان مانند کهریزک قربانیان جدیدی خواهد گرفت ؟

خودکشی پرستاری که به دلیل بدحجابی اخراج شده بود


سایت آخرین نیوز: یکی از پرستاران بیمارستان حسین تازی به دلیل اخراج از کار با خوردن قرص برنج خودکشی کرد.

پیگیریهای خبرنگار ما نشان می دهد به دنبال اخراج آ. پرستار شاغل در بیمارستان  حسین تازی و بی نتیجه ماندن پیگیریهایش برای بازگشت دوباره به کار باعث شد وی با خوردن قرص برنج دست به خودکشی بزند .

با انتقال فرد مذکور به بخش اورژانس بیمارستان حسین تازی پزشكان و همکارانش بلافاصله تلاش براي نجات جان وی را آغاز كردند اما تلاش همکاران وی برای نجات جانش نتیجه نداد و او به خاطر شدت مسموميت جان سپرد.این حادثه موجی از ناراحتی را در این بیمارستان در پی داشته است.

شنیده ها حاکی از آن است که علت اخراج این پرستار عدم رعایت پوشش مناسب و بدحجابی بوده است . پیگیریهای خبرنگار ما از مسئولان بیمارستان حسین تازی برای کسب علت این حادثه و دلیل اخراج پرستار بی نتیجه بوده و بعضا با تهدیدهایی هم همراه بوده است.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

پرسش و پاسخ های ماه آوریل ۲۰۱۱


پرسش یک) آیا زمان آن نرسیده است که خاطرات کودکی و جوانی و خاطرات مربوط به مادر، پدر و بستگان خود را در یک کتاب یا نوشته با مردم در میان بگذارید؟ همچنین عکس های چاپ نشده ای را در تارنمای خود بنظر بازدیدکنندگان آن برسانید؟گرین بوی


شاهزاده رضا پهلوی: گرین بوی عزیز، در مورد این موضوعی که شما پیشنهاد کرده اید در یکی از کتابهای من بنام «گذشته و آینده» اشاراتی شده است. من گاه بگاه در جریان بعضی از مصاحبه هایم به برخی خاطرات ایام کودکیم اشاره کرده ام. حال اگر شما انتظار دارید که من خاطرات خود را بنویسم باید بگویم که کار جمع آوری این خاطرات را آغاز کرده ام. حتی زمانی که جمع آوری خاطراتم تکمیل شود، در حال حاضر نخواهم توانست این خاطرات را منتشر سازم، زیرا بسیاری از دیدارهای من با افراد در طول زندگیم شامل تعداد زیادی از چهره های سرشناس و مقامات گذشته و حال است که با آنها مذاکرات و گفتگوهایی خصوصی داشته ام و بنابراین در حال حاضر چاپ و انتشار این دیدارها و مذاکرات مناسب نیست و ممکن است وضع و موقعیت برخی از این افراد صدمه ببینند. با این حال این وظیفۀ من در برابر تاریخ و هموطنانم می باشد که در زمان مناسب خاطرات خود را همراه با اطلاعاتی مفید انتشار دهم.

در مورد عکس های شخصی اکثر عکس هایی را که مناسب تشخیص داده ام در اختیار همۀ شما در تارنمای خود قرار داده ام. متاسفانه برخی از آلبوم های عکس دوران کودکی من، سی و دو سال پیش هنگام ترک میهن آنجا باقی ماند. اگر این عکس ها در کاخ های سعدآباد یا نیاوران محفوظ نمانده باشد، خدا می داند به دست چه کسانی افتاده است.




--------------------------------------------------------------------------------
پرسش دو) فرهنگ و هنر نقش مهمی در جنبش مردم بازی می کنند، در دو سال گذشته هنرمندان از جنبش سبز پشتیبانی کرده اند اما چماق بدستان، جنبش مردم را مورد تمسخر قرار داده اند (مانند فیلم اخراجی ها). چگونه می توان با مزدوران رفتار کرد و هنرمندان چه نقشی بر عهده دارند؟ شهاب

شاهزاده رضا پهلوی: شهاب عزیز، بنظرمن هنر، روح و جان انسان است و لذت بخش ترین و موثرترین نحوۀ تبادل اندیشه ها و احساسات افراد با یکدیگر است و در بعضی موارد حتی از بیان کلمات بهتر و موثرتر است. در جهان ما دوران هایی است مانند دوران تاریکی که ما در حال حاضر تجربه می کنیم که این دوران ها از هنرمندان طلب می کنند نداهایی را که خفقان و سرکوبی می کوشد ساکت کند و قلم ها را بشکند، به مردم منتقل سازند.

هنر به اَشکال و صورت های مختلف می تواند مردم را با سلاحی نیرومند مسلح سازد، سلاحی که بر ترسِ ناشی از نشانه گیری تفنگ ها غلبه می کند.

من شاهد بوده ام که اوباشان رژیم در برابر فریادهای هم صدای مردم که متحدا در سرپیچی از اسیرکنندگان خود سرود یگانگی سر داده اند، لرزه براندامشان افتاده است. نمونۀ چنین وضعی را می توان در سرود مارسیز فرانسه که بعدها به سرود ملی آن کشور مبدل شد و یا در هم سرایی معروف «ما پیروز خواهیم شد» مشاهده کرد که یادآور قدرت ذاتی چنین سرود های جمعی است. این بعهدۀ هنرمندان، شاعران، نقاشان، ترانه سرایان و فیلم سازان ماست تا در جایی که دیگر قلم از عهده بر نمی آید وظیفۀ انعکاس درخواست های عمومی را بر عهده بگیرند و همانطور که میدانید تا کنون چنین کرده اند، در چنین وضعی یک صدای اعتراض می تواند به میلیون ها صدا تبدیل شود و مطالبۀ واحدی را مطرح سازد.



--------------------------------------------------------------------------------

پرسش سه) آیا شما با استراتژی های کنونی جنبش سبز در داخل کشور از جمله اعتراضات روزهای سه شنبه که مردم را مستقیما در برابر نیروهای سرکوبگر در خیابان ها قرار می دهد موافقید؟ سام


شاهزاده رضا پهلوی) سام عزیز، یک هفته پس از انتخابات مفتضحانۀ تابستان ۲۰۰۹، من در کنفرانسی که در باشگاه ملی مطبوعات در واشنگتن برگزار کردم، همچنین در کنفرانس خبری که یک هفته بعد از آن در پاریس انجام دادم گفتم که جهان نباید انتظار داشته باشد که از این به بعد هر روز صدها هزار نفر را، هر روز در خیابان های ایران سرگرم تظاهرات مشاهده کند. من یادآور شدم که ما به زودی وارد مرحلۀ دوم خواهیم شد و از مرحلۀ تظاهرات خیابانی به دورۀ مقاومت خواهیم رسید.

همانگونه که ما اغلب مشاهده می کنیم، تحت لوای دیکتاتوری های سرکوبگر و بی رحم، مقاومت، به فعالیت ها و سازمان های زیرزمینی مبدل می شود. صرفا بدین سبب که ما توده های مردم را در خیابان ها نمی بینیم این بدان معنا نیست که مبارزه و کوشش در راه آزادی برای لحظه ای به پایان رسیده است.

سازمان های خبری مانند سی ان ان و بی بی سی و یا الجزیره تمایل دارند که حوادث فعالانۀ خیابانی را پخش کنند زیرا برای بینندگان بین المللی آنها جالب تر است. حتی در طرابلس و بحرین.

یک فیلم مربوط به یک فرد ناراضی را شما معمولا می توانید در یوتیوب یا در وبلاگ ها پیدا کنید. در نتیجه بنظر می رسد که ضرورت دارد بمنظور اثبات اینکه مردم برخاسته اند و با رژیم مبارزه می کنند روی تظاهرات خیابانی تاکید کنیم.

در حالی که من طرفدار حفظ حرکت سرپیچی و مخالفت هستم روش قدری متفاوت را تجویز می کنم. تعیین روزهای معینی از قبل گرچه نشان دهندۀ وجود سازمان و انضباط است عاقلانه نخواهد بود، زیرا به روشنی به نفع ابزار سرکوب رژیم خواهد بود. آنها برای برنامه ریزی قبلی بمنظور مقابله با تظاهرکنندگان آنهم بصورتی بسیار جدی، تمام وسایل را در اختیار دارند. اما رژیم در مقابله و کنترل تظاهرات غیر منتظره شانس کمتری دارد. چنین تاکتیک هایی علیه رژِم موثرتر است، در همان حال میزان خطر را برای نیروهای اپوزیسیون و فعالان سیاسی کمتر می کند.

علاوه برآن من مبلغ و مشوق دیرینۀ نافرمانی مدنی عاری از خشونت هستم و بارها در این باره نوشته و گفته ام. مردم خوب ایران از لحاظ تعداد بسیار بیش از کل اعضای ارتش، بسیجی ها و سپاه پاسداران رژیم هستند. برای مردم ایران بسیار آسان خواهد بود که به صورتی موثر تنها با ماندن در خانه هایشان عملیات دولت را از کار بیندازند یا آن را کُند کنند.

ایرانیان در سراسر کشور نقش حساسی دارند. در بنادر، در پالایشگاه ها، در سازمان های آب و برق و گاز، در فرودگاه ها و امثال آن، اگر هموطنانم فقط عملیات کشور را متوقف سازند می توانند رژیم را فلج کنند. بعبارت دیگر تا زمانی که هم میهنان من به رژیم کمک می کنند که چراغ ها را روشن نگهدارد به باقی ماندن رژیم در قدرت کمک می کنند. برای درهم شکستن رژیم نافرمانی مدنی می تواند قدرتمندترین وسیلۀ ما باشد.




--------------------------------------------------------------------------------

پرسش چهار) با سلام و درود بر شاهزادۀ محبوب، شما وارث تاج و تخت ایران هستید و در مصاحبه ها و دیدارهای خود یک پادشاهی مشروطه را برای آیندۀ ایران پیشنهاد می کنید. بهترین پاسخی که طرفداران رژیم سلطنتی می توانند ارائه کنند که مزایای چنین سیستمی را برجمهوری توضیح داده و تشریح کنند چیست؟ لطفا توضیح دهید. محمد


شاهزاده رضا پهلوی: محمد عزیز، بنظر من و در مجموع من تفاوت معناداری بین شکل دولت جمهوری و پادشاهی مشروطۀ پارلمانی در جوامع دموکراتیک نمی بینم، آیا بین کرۀ جنوبی، ژاپن، آلمان و هلند یا فرانسه و اسپانیا تفاوتی عظیم وجود دارد؟ مسئلۀ واقعی این است که در یک کشور مشخص سرانجام چه سیستم دموکراتیکی مناسب تر و موثرتر است البته با توجه به طبیعت، تاریخ و ترکیب و بافت اجتماعی آن. هنگامی که من به ایران نگاه می کنم در می یابم که نهاد و بنیادی که من نماینده و معرف آن هستم از لحاظ تاریخی، در حفظ تمامیت ارضی یک جامعۀ متنوع که از گروه های قومی و مذهبی متعدد تشکیل شده است، در این عصر مدرن، این نهاد می تواند همچنان این نقش حساس و نمادین را بازی کند.

شاه یا ملکه بعنوان یک شخصیت بی طرف، ماورای سیاست خواهند بود و همانند مواردی که در رژیم های پادشاهی دموکراتیک مشاهده می شود، هیچگونه نقشی در ادارۀ امور کشور ندارند و ادارۀ امور برعهدۀ نخست وزیر و مقامات انتخاب شدۀ کشور خواهد بود.

در این دورۀ حساس تاریخ کشورمان که همگی ما باید برای آزادسازی ایران از این حکومت دیکتاتوری مذهبی متحد شویم من هم از هواداران پادشاهی مشروطه وهم از طرفداران جمهوری انتظار دارم، قبل از رسیدن به اولویت کنونی خودمان یعنی، دموکراسی، سکولاریزم و حقوق بشر از تبلیغ در مورد سیستم دلخواه خویش خودداری کنند.

ما چه هواخواه پادشاهی پارلمانی و چه خواهان جمهوری دموکراتیک نیاز داریم که در کنار هم بایستیم و یکپارچه باشیم و حق مسلم خود را برای انجام انتخاباتی آزاد و حق تعیین سرنوشت کشورمان را خارج از محدودۀ رژیم روحانیون و تشکیل یک مجلس موسسات برای بحث دربارۀ محتوای رژیم آینده و قانون اساسی کشور مطالبه کنیم و من امیدوارم که این قانون بر پایۀ اعلامیۀ جهانی حقوق بشر باشد. در پایان بایستی با انجام یک رفراندم ملی شهروندان کشورمان را قادر سازیم که رای مستقیم و نهایی خود را صادر کنند.

در صورتی که چنین مراحلی انجام شود، من بعنوان یک فرد، صرف نظر از آنکه نتیجۀ نهایی چه باشد یک شهروند سرافراز و شاد در یک ایران دموکرات خواهم بود.



--------------------------------------------------------------------------------


پرسش پنج) اعلیحضرت، من فکر می کنم بزرگترین دلیل برای شکست اسلام و جوامع اسلامی مربوط به مواردی که با زن ها مربوط می شود و رفتاری ناسالم است. دموکراسی در خانه و خانواده آغاز می شود پس از آن به جامعه می رسد. نظر اعلیحضرت در این باره چیست؟ با احترامات نگین

شاهزاده رضا پهلوی: نگین عزیز، آیا یک دوندۀ «ماراتن» می تواند با یک پا بدود؟ بنظر من مردان و زنان پاهای جامعه را تشکیل می دهند. جامعه نمی تواند فقط با یک پا کار و عمل کند. یک جامعۀ مدرن جامعه ای است که از تبعیض عاری باشد، تبعیضی که رفتار با نیمی از جمعیت را بصورت شهروند درجۀ دو تجویز می کند. من کاملا با شما موافقم که این نظریه در واحد اصلی تمام جوامع یعنی در خانواده آغاز می شود، اما این نقطه نظر مدرن باید به فرهنگ اجتماعی – سیاسی مناسب زمان ما تبدیل شود.

من اغلب یادآور شده ام که بعنوان جامعه ما نیاز داریم بصورت جمعی این مشکل را پشت سر بگذاریم و خود را از یک جامعۀ سنتی به یک جامعۀ مدرن تغییر دهیم.

مدرنیته در اوایل قرن بیستم مورد طلب و درخواست روشنفکران ما بود. محققا پدر بزرگ من و پدر من هر دو کوشیدند در یک دوران جدید و مدرن برای ایران پیشگام باشند که در آن زنان از تساوی حقوق بیشتری برخوردار بودند.

اما حرکت به سوی مدرنیته، با توده ها بخصوص با بعضی از روحانیون در تضاد درآمد. شاید اکنون هموطنان من بعد از سی و دو سال که تحت حکومت مذهبیون بوده اند موضع خود را در برابر مدرنیته تغییر داده باشند. یک جامعۀ دموکرات می تواند تمام این موضوعات را حل کند. بهمین سبب است که من یک سیستم سکولار را تجویز می کنم، سیستمی که در آن جدایی مشخص و روشن بین سیاست و مذهب وجود دارد. فقط در آن زمان است که ما می توانیم از دخالت یکی در امور دیگری جلوگیری کنیم.



--------------------------------------------------------------------------------

پرسش شش) با عرض درود، حضور شما در برنامۀ پارازیت صدای آمریکا عکس العمل های متفاوتی را در تارنماهای گوناگون برانگیخته است. شما احساس نمی کنید که این افراد از نظرات سیاسی شما بی خبرهستند؟ من پیشنهاد می کنم شما «بالاترین» را آبونه شوید و خلاصه ای از افکار و اندیشه های خود را در اختیار این تارنما قرار دهید. محمد حسین


شاهزاده رضا پهلوی: محمد حسین عزیز، بسیاری از افراد گمان دارند که از نظرات سیاسی من آگاه هستند، گرچه حتی مصاحبه های مرا نه خوانده اند و نه شنیده اند. البته موضوع ایران و چگونگی نجات و حفظ آن بخصوص دربارۀ بهترین راه رسیدن به این هدف نقطه نظرهای بسیار تندی ابراز می شود. صرف نظر از یک شخصیت سیاسی و صرف نظر از «بالاترین» از توصیۀ شما در این باره تشکر دارم و آن را مورد توجه قرار خواهم داد.



--------------------------------------------------------------------------------


پرسش هفت) با درود برشما، بفرمایید در این روزها دختران شما چه می کنند؟ فریناز


شاهزاده رضا پهلوی: فریناز عزیز، دختر بزرگ من نور در حال تمام کردن سال اول کالج است. دختر دوم من ایمان در آستانۀ فارغ التحصیل شدن از دبیرستان است و کوچکترین دختر من که فرح نام دارد، در کلاس اول تحصیل می کند و مانند خواهرانش روزهای آخر هفته به کلاس درس فارسی می رود.


درود بر شاهزاده رضا پهلوی

در سوگ مرگ آزاده ای دیگر


با مرگ جانگداز سیامک پورزند بر فهرست بلند نام هزاران هزار قربانی راه رهائی ایران نام آزادۀ دیگری به خون نوشته شد. گناه این روزنامه نگار مقاوم و پرتلاش، چون صدها تن از همکاران و همسنگرانش، جز حق گوئی و ایران دوستی نبود؛ گناه بزرگی که در روزگار حکومت قاتلان حق و آزادی کیفرش حبس و شکنجه و کشتن است.



با همسر و فرزندان و یاران سوخته دل او همدردم و مرگ غم انگیزش را به آنان، به جامعۀ روزنامه نگاران ایرانی و به همۀ زنان و مردان آزادی خواه وطن تسلیت می گویم.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۱, یکشنبه

سیامک پورزند با پرت کردن خود از طبقۀ ششم آپارتمان مسکونی اش در تهران خودکُشی کرد


پارس دیلی نیوز:سیامک پورزند روزنامه نگار و نویسندۀ ایرانی دیروز با پرت کردن خود از طبقۀ ششم آپارتمان مسکونی اش در تهران خودکشی کرد و به سال ها رنج و محنت خود پایان داد.

سیامک پورزمند روزنامه نگار و نویسنده سرشناس ایرانی دیروز در سن هشتاد سالگی در تهران به زندگی خود خاتمه داد. بستگان او در تبعید گفته اند که سیامک پورزند دیروز با پرت کردن خود از طبقۀ ششم آپارتمان مسکونی اش در تهران به سال ها زندگی پر محنت خود خاتمه داد. سیامک پورزند در سال 1310 در تهران متولد شد و حرفۀ روزنامه نگاری را با نشریۀ باختر امروز به مدیریت حسین فاطمی آغاز کرد. او در سال 1380 از سوی دستگاه های اطلاعاتی ایران دستگیر و زندانی و مدت چهارصد روز را در سلول انفرادی و تحت شکنجه های طاقت فرسا سپری کرد. در نتیجۀ این فشارها و شکنجه ها سیامک پورزند همانند بسیاری از روزنامه نگاران و نویسندگان دگر اندیش مجبور به انجام اعترافات تلویزیونی شد. دادگاه انقلاب اسلامی تهران او را به یازده سال زندان محکوم کرد و سیامک پورزند پس از تحمل هفت سال حبس به دلیل بیماری شدید از زندان آزاد شد ولی همچنان تحت مراقبت باقی ماند. مقامات جمهوری اسلامی ایران همواره با خروج او از کشور برای دیدار خانواده اش مخالفت کردند. عاقبت سیامک پورزند در تنهایی و بدون دیدار بستگانش داوطلبانه به زندگی خود خاتمه داد.


نوشتۀ ناصر اعتمادی ،رادیو فرانسه

بازداشت مصطفی بادکوبه ای و فشار بر هیلا صدیقی

زندانی سیاسی آزاد باید گردد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد


پارس دیلی نیوز



خبرگزاری هرانا - مصطفی بادکوبه ای شاعری که شعرهای اخیرش در حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان به عنوان « فتنه گران» یاد کرده است نزدیک به یک ماه گذشته از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده و در اوین به سر می برد.

به گزارش جرس، ماموران امنیتی اواخر سال ۸۹ صبح زود به خانه ی مصطفی بادکوبه ای هجوم برده و وسایل شخصی وی را به همراه خود بردند.

گفتنی است در همان ایام ، مشابه همین اتفاق برای هیلا صدیقی شاعر جوان منتقد نیز رخ داده بود که ماموران امنیتی با هجوم به منزل این شاعر تمامی وسائل شخصی وی را ضبط کرده و پس از آن بارها او را مورد بازجویی قرار دادند.

در مورد وضعیت مصطفی بادکوبه ای و اینکه آیا او نیز مورد بازجویی های متوالی قرار گرفته است خبری در دست نیست اما فروردین ماه امسال ماموران بار دیگر به منزل آقای بادکوبه ای رفته و او را در منزل شخصی اش بازداشت کردند.

تا کنون چندین بار خانواده این شاعر در محل دادگاه حضور یافته و خواستار روشن شدن وضیعت این شاعر شده اند که متاسفانه پاسخ روشنی دریافت نکرده اند و در نگرانی شدید نسبت به چگونگی وضیعت و حال این شاعر در بند به سر می برند.

هیلا صدیقی شاعر جوانی که از شعرهای انتقادی او با استقبال گسترده ای در عرصه های عمومی و مجازی مواجه شده است نیز پس از انتخابات تا کنون چندین بار احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است.

به گفته ی یک منبع مطلع، پس از آنکه در چند ماه گذشته ماموران امنیتی به خانه هیلا صدیقی رفته و وسایل شخصی او را با خود بردند، این شاعر به مدت بیش از ده روز و به صورت متوالی هر روز به مدت طولانی ۸ الی ۹ ساعت توسط وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار می گرفت اما به تازگی پرونده ی این شاعر جوان از وزارت اطلاعات به دادسرا انتقال یافته است.

یک منبع مطلع در این زمینه می گوید: به تازگی و در روز شنبه دهم اردیبهشت ۹۰، جلسه تفیهم اتهام برای هیلا صدیقی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای اوین برگزار و در نهایت آزادی هیلا صدیقی منوط به ارائه سند ملکی شد .

روز کارگر؛ تهران چهره امنيتی به خود گرفت

برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در سنندج

پارس دیلی نیوز:آژانس خبری موکریان:تعدادی از کارگران و فعالین کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر و در گرامیداشت این روز، در تاریخ اا اردیبهشت ماه سال جاری، مراسمی را در شهر سنندج برگزار کردند .
به گزارش آژانس خبری موکریان و به نقل از شاهدان عینی، این مراسم ساعت 6 بعد از ظهر توسط کارگرانی که با در دست داشتن پلاکاردهایی خواستار آزادی کارگران زندانی شده بودند از میدان فردوسی شروع و تا سه راه نمکی ادامه داشت.
گفته می شود در این مراسم افراد لباس شخصی سعی در گرفتن پلاکاردها از دست کارگران حاضر در مراسم نموده اند.
گفتنی است تاکنون خبری راجع به بازداشت کارگران حاضر در محل گزارش نشده است.


روز کارگر در ایران متقاوت از دیگر نقاط دنیا برگزار شد

یکی از خوانندگان ایران پرس نیوز از تهران: نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها که از ترس تجمعات واعتراضات روزکارگر از ساعات اولیه صبح در خیابان های تهران مستقر بودند پس از ساعت ها معطلی از دقایق پیش که باران و طوفان شدید در تهران شروع شد مثل موش آبکشیده هر یک به دنبال سوراخی می گشتند تا پناه بگیرند. شدت باران به حدی است که تمام آنها مجبور به فرار شدند. امروز در حالی که کارگران تمام دنیا تظاهرات و راهمپیمایی می کنند در ایران با تدابیر شدید امنیتی تمام نقاط کنترل می شد تا از تظاهرات کارگران جلوگیری شود. به جای تظاهرات کارگران یک عده بسیجی ریختند جلوی سفارت بحرین و علیه خاندان آل خلیفه شعار می دهند!!

روز کارگر؛ تهران چهره امنيتی به خود گرفت
گزارش خبرنگار ایران پرس نیوز از تهران: رژیم در هراس از بروز اعتراضات کارگری در روز کارگر، نیروهای سرکوبگر خود را از صبح امروز در بخش هايی از شهر مستقر کرده است.

در بخش های شمالی تهران در میادین ونک و میدان ولیعصر چندین خودروی نیروی انتظامی به همراه موتورسواران پلیس حضور دارند و رفت و آمد مردم را زیر نظر گرفته اند. در مرکز شهر از میدان فردوسی تا میدان انقلاب و میدان آزادی نیروهای ضدشورش مستقر هستند. در میدان انقلاب و آزادی و مسیر ما بین آن مبدل به پادگان نظامی شده و مسیر اتوبوس های تند رو پر است از موتور سواران و خودروهای نیروهای امنیتی. در ضلع شمال غربی میدان انقلاب نیز نیروهای یگان ویژه مستقر شده اند.

اطراف مجلس شورای اسلامی نیز نیروهای امنیتی و پلیس ضد شورش حضور دارند و در مقابل درب شمالی مجلس که محل تردد نمایندگان است چندین لایه از نیروهای يگان ويژه مستقر شده بودند.

اما وضعیت در مقابل «وزارت کار» به مراتب امنیتی تر از دیگر نقاط تهران بود. نیروهای بسیج و لباس شخصی ها از حدود ساعت 10:30 صبح از بیم شکل گیری تجمع کارگران در مقابل وزارت کار در خیابان آزادی مستقر شده بودند و به هیچ خبرنگاری اجازه داده نمی شد تا در این محل مستقر یا گزارش تهیه کند.