۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه

لس آنجلس تایمز:آب بازی جوانان به بازی با آتش بدل شد


پارس دیلی نیوز:جوان ها در پی آن بودند که در این تابستان گرم، در وسط تهران، برای خود سرگرمی ای دست و پا کنند و گرمای هوا را تحمل پذیر کنند.


در عوض گروهی از آنها با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی درگیر شدند و دست آخر، به جرم شرکت درآب بازی در پارکی در تهران، سر از تلویزیون دولتی ایران سر در آوردند.


چهارشنبه شب تلویزیون دولتی ایران تصاویری از جوانانی که در 29 ژوئیه دستگیر شده بودند نشان داد.


در برنامه ای که از تلویزیون پخش شد گفته شد که این گروه در فیس بوک با هم صحبت کرده و تصمیم گرفته بودند در پارکی که از قضا "پارک آب بازی و آتش بازی" نام دارد گرد هم بیایند و با تفنگ آبی بازی کنند.


ظاهرا حدود 800 نفر در پاسخ به این دعوت فیس بوک در محل گردآمدند.


عکس هایی که از این رویداد منتشر شده است مطلب خارق العاده ای را نشان می دهد که چگونه در ایران امروز، که توسط گروهی روحانی سالخورده و نظامیان افراطی اداره می شود، گروهی از پسران و دختران خندان، با لباس های رنگی، با آبپاش و بطری های آب در این تابستان گرم به روی هم آب می پاشند. این حرکت ظاهرا مقامات محلی و پاسداران اسلامی فضای عمومی را آزرده کرد.


به گفته خبرگزاری نیمه رسمی فارس، یکی از مقامات شهری گفته است آب بازی به این دلیل خشم مقامات را برانگیخت که برخی از زنان حجاب اسلامی را به درستی رعایت نکرده بودند و جمعیت هم زیاد بوده است. جوانان همچنین به زیاده روی در استفاده از آب در پارک متهم شده اند.


رئیس پلیس تهران، سرهنگ احمد روزبهانی، در تلویزیون دولتی ایران گفت دستگیر شدگان برای «شکستن هنجارها» به سختی مجازات خواهند شد.


آب بازی بد فرجام جوانان از آخرین رویدادهایی است که اخیرا از طریق فیس بوک در ایران سازماندهی شده است. رویدادهای قبلی بازی پینت بال و بادکنک بازی بود.


کاملا مشخص نیست چرا این واقعه اخیر تا این حد و بیش از رویدادهای قبلی باعث خشم مقامات شده است.


برخی تحلیل های می گوید عکس هایی که از این رویداد در وب سایت ها و وبلاگ ها منتشر شد که در آن زنان و مردان خندان را با لباس های خیس را نشان می داد که مشغول بازی بودند، باعث خشم محافظه کارانی شد که سعی دارند نسخه اسلام خود را در کشور پیاده کنند.


شاهدان دیگر می گویند سرکوب آب بازی جوانان ریشه عمیق تری در تعارض میان افراط گرایان اسلامی و جمعیتی که خواهان برگشت به دوران پیش از اسلام و تماس برقرار کردن با بقیه دنیاست، دارد.


هر ساله، ارامنه ایران جشنواره باستانی آب بازی را برگزار می کنند که مربوط به دوران قبل از اسلام و میترائیسم است.


امسال این مراسم به جشنواره جوانان همه ایرانیان، مستقل از عقیده و اعتقاد آنها بدل شد، که این خود تندرو های جمهوری اسلامی را خشمگین ساخت.


موسی غضنفرآبادی، نماینده مجلس ایران گفت سازماندهنگان این رویداد می خواهند "میان جوانان و ارزش های اسلامی" فاصله ایجاد کنند.

اینجا ایران است ، زن کارتن خواب خیابان ایران را ببینید


پارس دیلی نیوز:زن میانسالی در کنار خیابان روی یک جعبه چوبی نشسته است؛ نه، انگار خوابیده است. بله خوابیده. در کنارش دو کارتن و یک گاری می‌بینیم که احتمالا تمام دارایی‌اش از دنیاست.

آفتاب:اینجا محله خیابان ایران است! زرین خامه نبش خورشید. ساعت 11 شب است و ما به منزل بر می‌گردیم که حضور یک زن تنها در این ساعت از شب در کنار خیابان توجه مان را به خود جلب می‌کند. زن میانسالی در کنار خیابان روی یک جعبه چوبی نشسته است؛ نه، انگار خوابیده است. بله خوابیده. در کنارش دو کارتن و یک گاری می‌بینیم که احتمالا تمام دارایی‌اش از دنیاست.


به نوشته آزادنگار، آنقدر خوابش عمیق بود که متوجه عکس گرفتن ما نشد. یادم آمد در زمستان 89 هم یک بار این زن را همین جا دیده ام. خدا نکند از آن موقع تا حالا او آواره این خیابان باشد که کلاه همه ما که او را دیده‌ایم و بی‌تفاوت از کنارش گذشته ایم، پس معرکه است.


با خودم می‌اندیشم مومنین خیابان ایران در همین لحظه به چه خواب عمیقی فرورفته‌اند که متوجه می‌شوم نه خواب نیستند. هنوز مراسم افطاری روز اول ماه رمضانشان تمام نشده؛ این را از درهای باز حسینیه‌ها و جمعیتی که درون آنها در رفت و آمدند فهمیدم. با خودم گفتم کاش به جای اینکه سفره‌های افطار برای عده‌ای متمکن پهن کنیم به فکر سر پناهی باشیم برای این زن تنها، حداقل در یکی از همین حسینیه‌ها، که مجبور نباشد ماه‌ها شب را تا صبح و صبح را تا شب در خیابان سر کند. به عکس آن زن نگاه می‌کنم که چقدر با حیاست. تمام شب را نشسته می‌خوابد و با پارچه کهنه‌ای که دارد پاهایش را می‌پوشاند!

وقتی «آب بازی» جوانان، حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی را به لرزه می اندازد


پارس دیلی نیوز:جنگ حکومت اسلامی با مردم، جنگی است با زندگی. جنگی است با شادی و تمامی مظاهر شور زندگی انسانی. از ابتدای روی کار آمدن حکومت اسلامی، حاکم کردن فرهنگ واپسگرا و غم افزا و گریه و زاری، از الویت های کارهای فرهنگی حکومت بوده است. حاکمیت اسلامی برای پیشبرد این سیاست، دخالت در زندگی روزمره ی مردم را به بالاترین سطوح خود رسانده است. یورش به مهمانی های خانوادگی، اعزام نیروهای انتظامی به عروسی های مردم، کنترل تجمعات درون پارک ها و حتی باغ های خصوصی مردم، ممنوع کردن شنا در سواحل مازنداران، سرکشیدن در اتوموبیل های مردم برای کشف نوارهای موسیقی شاد، امر آشنائی برای مردم ایران است.

****


ابتکار جوانان تهران در روز یک شنبه ۹ مرداد در بوستان آب و آتش و دیگر پارک ها برای راه اندازی “فستیوال آب بازی” و برگزاری یک روز شاد در تابستان سوزان، خیلی زود با واکنش تند نیروی انتظامی روبرو شد. سردار ساجدی نيا رئیس پلیس پایتخت در گفتگو با مهر در دهم مرداد ماه گفت: “متاسفانه در ادامه وقايع بوستان آب و آتش امروز تعدادی از پسران و دختران جوان در يکی از بوستان های شهر تهران اقدام به انجام خلاف شئون اسلام کردند که ماموران پليس پايتخت پس از اطلاع از ماجرا بلافاصله در محل حاضر و تمامی اين متخلفان و هنجارشکنان را دستگير و تحويل مراجع قضايی دادند.” وی ادامه داد: “پليس تهران در صورت مشاهده اين گونه موارد قاطعانه با برهم زنندگان نظم و امنيت اجتماعی و هنجارشکنان برخورد می کند.”


جنگ حکومت اسلامی با مردم، جنگی است با زندگی. جنگی است با شادی و تمامی مظاهر شور زندگی انسانی. از ابتدای روی کار آمدن حکومت اسلامی، حاکم کردن فرهنگ واپسگرا و غم افزا و گریه و زاری، از الویت های کارهای فرهنگی حکومت بوده است. حاکمیت اسلامی برای پیشبرد این سیاست، دخالت در زندگی روزمره ی مردم را به بالاترین سطوح خود رسانده است. یورش به مهمانی های خانوادگی، اعزام نیروهای انتظامی به عروسی های مردم، کنترل تجمعات درون پارک ها و حتی باغ های خصوصی مردم، ممنوع کردن شنا در سواحل مازنداران، سرکشیدن در اتوموبیل های مردم برای کشف نوارهای موسیقی شاد، امر آشنائی برای مردم ایران است.


عنصر کلیدی در مبارزه حاکمیت اسلامی با روال زندگی شاد مردم، به ارتباط میان زنان و مردان بر می گردد. حکومت اسلامی که دید کاملأ عشیرتی و واپسگرایانه ای از زن دارد و تمامی نیرو و توان خود را برای تحمیل این دیدگاه بر جامعه بکار گرفته است، نسبت به حضور زنان در تمامی عرصه های اجتماع با حساسیت بالائی برخورد می کند. وقتی حکومتی به جشن های خانوادگی مردم هجوم می برد، نخستین اتهامش حضور مختلط زنان با مردان هستند. چنین دخالت بیشرمانه ای در فضای خصوصی خانه ها و اجتماعات مردم، بیان گر دید دخالت گر، “ارشادگر” و حق به جانب حکومتی است که مدعی اجرای فرمان خدا بر زمین است. اما چنین دخالتی در جزئی ترین عرصه های زندگی مردم، چیزی جز اداره کشور به شیوه ی فاشیستی نیست.


اما در جنگ با زندگی انسانی، حکومت اسلامی ، شکست خورده است. پس از سی و دو سال تبلیغات و کار فرهنگی حکومتی، هر سال برای کنترل مردم و بویژه جوانان، دستگاه حکومتی مجبور است از نیروهای سرکوب خود استفاده کند. این حکومت علیرغم انحصاری کردن تمامی عرصه های فعالیت فرهنگی و رسانه ای کل کشور و علیرغم محدود کردن تمامی کانال های ارتباط مردم با جهان امروز، باز به شکل مفتضحانه ای شکست خورده است. این شکست را می توان به راحتی از اینجا نتیجه گرفت که در هیچ زمینه ای حکومت اسلامی نمی تواند بدون کاربرد زور و سرکوب، خواسته ی خود را به پیش ببرد. این سیاست باعث سازماندهی مقاومت منفی در بسیاری از عرصه های زندگی شده است. این مقاومت گاه جنبه های مثبت و قابل تائیدی بخود می گیرد وگاه بصورت اقداماتی منفی و مضرر رخ می نماید. وقتی خرید و فروش مشروب را ممنوع کردند، هر خانه ای به محل تولید مشروبات الکلی تبدیل شد. وقتی تلاش کردند ارتباط مردم با دنیای خارج را قطع کنند، ماهواره ها تمامی بام های خانه های مردم را پوشاند و اینترنت عمومی شد. وقتی به روسری و حجاب زنان و دختران گیر دادند و آزادی پوشش را پایمال کردند، روسری ها روز به روز عقب تر رفت. وقتی به ارتباط آزاد و انسانی دختران و پسران جوان با عنصر سرکوب روبرو شدند، این ارتباطات توده ای شد تا جائی که حالا خودشان نیز به این شکست اعتراف می کنند.

 

در جامعه ای که حاکمیت جنگ هر روزه ای را با زندگی و بویژه با عنصر شادی در زندگی سازمان داده است، هر نوع مقاومت توده ای در این راستا، برای به عقب نشاندن حکومت اقدامی است مثبت. وقتی درگرمای تابستان، فستیوال آب بازی سازماندهی می شود، این خود زمینه های جالبی برای گردهم آمدن مردم و گسترش پیوندها و همبستگی ها ایجاد می کند. بی جهت نیست که حکومت اسلامی تاکنون تلاش گسترده ای بکار گرفته است تا جلو جشن هائی چون چهارشنبه سوری و سیزده بدر را بگیرد و یا دست کم آن ها را کم رنگ کند. امری که در هر دو مورد با شکست مفتضحانه ای روبرو شده است. سازماندهی چنین اقدامات جالب، توده ای و شاد کننده می تواند زمینه ی مبارزه ی گسترده تر و انسانی تری را فراهم آورد.


اما واکنش منفی و سرخورده در مبارزه با فشار حکومتی، با تبعات بیکاری و فقر و با عوارض ناشی از بی آیندگی و نگرانی از فردای خود، گاه با شیوه هائی بشدت فردی و مخرب همراه می شود. از این روست که ایران با دارا بودن ۱۰ درصد معتادان جهان، بالاترین رقم معتادان را نسبت به جمعیتش دارد. تونیو دلئو، مدیر دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم مرتبط سازمان ملل متحد در ایران، می گوید:« ایران با ۲.۲۶ درصد میزان شیوع مصرف مواد اعتیادآور از نوع مخدرها، رتبه دوم جهان را به خود اختصاص داده است». بنابر آمار رسمی اعلام شده از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری ایران،« بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر معتاد به انواع مواد مخدر (هروئین، تریاک، شیره و مواد اعتیاد آور با ریشه یا خواص مشابه مرفین) در ایران زندگی می کنند.» و اخیرا رضا نقیبالسادات، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفته است «در حال حاضر سن اعتیاد در کشور به ۱۳ سال رسیده و اکثر معتادان کشور زیر ۱۹ سال هستند».


بنابراین برای این که مبارزه با سرخوردگی ها، فشارهای ناشی از بیکاری و بی آیندگی، و حضور سنگین پلیسی در زندگی مردم که زمینه ساز بحران های عصبی می شود، راه به سوی اعتیاد و ویرانی فردی نبرد، سازماندهی اقدامات جمعی، گروهی، و توده ای شادی آفرین نقش بسیار بالائی در بازسازی مقاومت مردم در برابر حکومت دارد. وقتی حکومت ناتوان از برآورده ساختن نیاز انسانی مردم، به سرکوب تمام عیار روی می آورد، سازماندهی مقاومت در برابر این حکومت در هر عرصه ای که ممکن باشد، باید با تمام قدرت دنبال شود. متشکل شدن گروه های اجتماعی گوناگون در عرصه هائی که به کار و زندگی شان بر می گردد، می تواند بنیان های مقاومت توده ای را مستحکم تر سازد و از سرخوردگی های فردی و سقوط در دره ی تباهی های کمین کرده، جلوگیری بعمل آورد. سازماندهی فستیوال آب بازی، راه اندازی مسابقات ورزشی، کوهنوردی های گروهی، و بسیاری اقدامات دیگر می تواند به همبستگی مردمی کمک کرده و ارزش های انسانی را پاس دارد. زیرا بدون سازمانیابی مردم در عرصه های گوناگون و بدون تاکید بر همبستگی های انسانی، خطر فروپاشی نظام ارزشی جامعه ، می تواند آینده و سلامت اجتماعی را در هم بریزد. چنین اقداماتی نمی توانند جایگزین مبارزات صنفی و سیاسی مردم شود. اما آن ها می توانند به این مبارزات کمک کنند. برای چاره جوئی اساسی در مبارزه با فقر، گرانی، بیکاری و تباهی سازماندهی شده ی اسلامی، باید مبارزات متشکل صنفی و سیاسی را با قدرت سازمان داد و به پیش برد. زیرا بدون به زیر کشیدن چنین حکومتی و برپائی حکومتی که بیان اقتدار سازمان یافته ی خود مردم باشد، نمی توان به حل ریشه ای این مشکلات کمک کرد.


ارژنگ بامشاد

بیت سید علی گدای خامنه ای قاتل تریاکی با آب بازی جوانان به لرزه در آمد


کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر

خاک عالم بر سره خامنه ای قاتل که حتی از آب بازی جوانان می ترسد



واشنگتن پست :سلطه يک گروه کوچک بر ثروت کلان نفتی ايران


پارس دیلی نیوز:واشنگتن پست زيرعنوان «ثروتمندان ايران بستنی طلایی می خورند و فقرا برای بقای خود تقلا می کنند» می نويسد بستنی طلایی بخشی از تصويری نبود که روحانيون مسلمان شيعه در جريان انقلاب ايران، هنگامی که از بين بردن فقر را از طريق توزيع درآمدهای کلان نفتی به نسبتی مساوی در تمامی جامعه وعده می دادند، مجسم می ساختند.

اما سه دهه بعد، با تحقق درآمدهای ميلياردی حاصل از منافع بی سابقه نفتی، بعضی از مردم طعم چنين دسر گران قيمتی را چشيده اند. مشکل در اينجاست که اين دسر فقط نصيب گروهی کوچک از خانواده های ثروتمند می شود.

به رغم وعده های انقلاب، بسياری در ايران می گويند شکاف ميان ثروتمند و فقيرهيچگاه به اين بزرگی نبوده است.

طبقه جديد ثروتمند ايران در بهره برداری از فرصت هایی که يک بازار بزرگ محلی عرضه می کند، و گاه به کمک فساد و سياست های بی قاعده و دمدمی دولت، موفق بوده است. اين طبقه شامل فرزندان افراد دارای ارتباط نزديک با بعضی از حکمرانان بر ايران و نيز خانواده های کارخانه داران و آنهایی است که توانسته اند از بانک های دولتی وام هایی کلان با بهره هایی پایين دريافت کنند.

جريان اين ثروت بادآورده نفتی - نزدیک به پانصد ميليارد دلار آن در پنج سال گذشته - در ايجاد اين گروه کوچک که آشکارا از مزايای آن لذت می برد نقشی اساسی داشته است.


ثروتمندان جديد اتوموبيل های پورشه می خرند، برايشان در پارتی هایی که شب ها تا دير وقت برپاست خاويار می آورند و بستنی های طلایی ۲۵۰ دلاری رستورانی را می خورند که مرتفع ترين رستوران گردان در جهان توصيف شده است.

اما اين شيوه زندگی مجلل و شيک، در شرايطی که ميليون ها مردم عادی ايران درگير مشکلات روزافزون اقتصادی هستند، به انتقادهایی علنی منجر شده است و مردم با نوشتن نامه های سرگشاده ازافزايش نابرابری ها شکايت می کنند.

بيمار 22ساله, محبوس در بيمارستان!


آژانس ايران خبر : يكي از افرادي كه خود در يك بيمارستان دولتي در تهران شاغل است, مشاهداتش را چنين بيان كرده است:

«در بيمارستان امام کثافت در  تهران كه دولتي است, در تمامي بخشهاي آن كساني هستند كه تنها به خاطر فقر مالي در بيمارستان نگه داشته شده اند. اين افراد را آنقدر در بيمارستان نگه مي دارند تا به نحوي هزينه مورد نظر بيمارستان را بپردازند. براي مثال شخصي به نام مجيد ياري, بيست و دوساله كه از ناحيه دست عمل شده و يك ماه پيش نيز قرار بود ترخيص گردد, در ساختمان ارتوپدي مردان در اتاقي كه بستري بود حبس شده است. به اين جوان حتي اجازه خروج از اتاقش و رفتن به سالن بيمارستان داده نشده است. خانواده اين شخص, تاكنون تنها توانسته اند نيمي از پول بيمارستان را پرداخت كنند ولي بيمارستان پول بيشتري ميخواهد و اين جوان را آزاد نمي كند. مجيد ياري اهل خرم آباد است.
به گفته اين شاهد عيني, يك كار كثيف ديگر در اين بيمارستان, سركيسه كردن مردم است. پيش از اين, افرادي كه دچار شكستگي مي شدند و احتياج به پلاتين داشتند, بايد خودشان آن را تهيه و به بيمارستان مي دادند. اما در حال حاضر, بيمارستان اين شرط را گذاشته كه در صورت نياز به استفاده از پلاتين, بيماران بايد پلاتين را از خود بيمارستان خريداري كنند. به اين منظور, به چند تن از بيماران, شماره شركتي را داده اند. بيماران به آن شماره زنگ مي زنند و آنها شماره حساب مي دهند. اما در حال حاضر, در چند نمونه بعد از آنكه بيمار مربوطه هزينه پلاتين را پرداخته, شركت هيچ آدرسي براي گرفتن پلاتين به بيمار نداده است. شركت مذكور مربوط به همين بيمارستان دولتي مي باشد.

فضولي يك بسيجي, كار دستش داد!


آژانس ايران خبر : در ساعت 5عصر, ميدان انقلاب شاهد درگيري 4دختر جوان با بسيجي ها بود.

درگيري از آنجا آغاز شد بسيجي در پوش مسافر در اتوبوس مسير مترو صادقيه در تهران, در حال فيلم برداري و عكس گرفتن از اين دختران جوان بود كه از نظر او پوشش مناسبي نداشتند! اين دختران هم بعد از اعتراض به اين كار, به آن بسيجي اعتراض كردند و با او درگير شدند. جالب آن كه كمي بعد و هنگامي كه اين بسيجي مي خواست با ديگر واحدهاي بسيج و انتظامي تماس بگيرد و آنها را خبر كند, با مخالفت مردم حاضر در محل روبرو شد و آنها با حلقه زدن دور اين بسيجي, او را مجبور كردند كه اطلاعات ضبط شده در حافظه گوشي اش را پاك كند و فيلم و عكسها را از بين ببرد!

لازم به توضيح اينكه اخيرا افرادي از بسيج در مكان هاي عمومي اقدام به گرفتن فيلم و عكس از پوشش دختران جوان كرده و بعد از مدتي, آن را در تلويزيون و سايت هاي خبري منتشر مي سازند تا به اين منظور حيثيت خانواده هاي اين جوانان را لكه دار كنند.

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

گزارش مراسم بیستمین سالگرد قتل شاپور بختیار در پاریس

پارس دیلی نیوز:روز شنبه، ۱۵ مرداد، مراسمی به مناسبت بیستمین سالگرد قتل شاپور بختیار در گورستان مونپارناس پاریس برگزار شد. بختیار در سال ۱۳۷۰ به فرمان سران جنایتکار جمهوری اشغالگر اسلامی، در منزل خود در حومۀ پاریس کشته شد. سروش کتیبه، دستیار وی نیز توسط فرستادگان جمهوری خونخوار اسلامی به شکل فجیعی به قتل رسید.

بشنوید :گفتگو رادیو فرانسه با ایرج ادیب زاده از شرکت کنندگان در مراسم بیستمین سالروز قتل شاپور بختیار-پاریس