۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه

فرار فرزند پاسدار محسن رضایی از ایران


پارس دیلی نیوز:سایت «عماریون» نزدیک به اوباش انصار حزب‌الله از فرار علی رضایی فرزند دوم محسن رضایی به بریتانیا خبر داد.


این سایت روز چهارشنبه (۲۲ تیر) نوشته که علی رضایی که «رفاقت دیرینه‌ای با مهدی هاشمی رفسنجانی» دارد از اول تیر ماه سال جاری به بریتانیا رفته است.


آن‌طور که «عماریون» نوشته است٬ علی رضایی قصد دارد «در پوشش ادامه تحصیل» در بریتانیا ماندگار شود.


به نوشته این سایت٬ علی رضایی از مدیران ارشد در دبیرخانه مجمع تشخیص بوده و به کلیه اسناد محرمانه و طبقه بندی شده این نهاد حکومتی دسترسی داشته است.


این سایت در ادامه نوشته که «احمد. ر پسر اول محسن. ر نیز در سال ۱۳۷۶ همسر خود را روی تخت بیمارستان‌‌ رها کرد و به امریکا گریخت و پس از ازدواج مجدد با یک بانوی اهل کره جنوبی و مصاحبه‌های متعدد علیه نظام بالاخره در سال ۱۳۸۵ با عنایت و لطف مقامات عالیرتبه نظام اجازه ورود به کشور را یافت.»


«عماریون» در ادامه نوشته که «احمد ر. که از همسر کره‌ای خود یک فرزند داشت برای بار سوم در ایران با دختر رضا س. فرمانده اسبق سپاه اصفهان که مطلقه پسر اکبر خ. ک از متهمان اصفهانی‌الاصل پرونده قتل‌های زنجیره‌ای فروهر و... در سال ۷۶ بود٬ ازدواج کرد و صاحب فرزند شد ولی یک سال بعد مجدداً به خارج از کشور گریخت و تاکنون مراجعت ننموده است.»


محسن رضایی و دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکنون به این خبر واکنشی نشان نداده‌اند.

بازیگر مشهور سینمای ایران توسط بچه های بالا! ربوده شد


پارس دیلی نیوز:پگاه آهنگرانی، بازیگر مشهور سینمای ایران، که ممنوع‌الخروج و تهدید شده بود، چند روز است که ناپدید شده و ارگان‌های حکومتی هم در این باره سکوت کرده‌اند. آهنگرانی قرار بود در این روزها برای دویچه وله وبلاگ نویسی کند.


به گزارش دویچه وله،قرار بود پگاه آهنگرانی، بازیگر سینمای ایران، از چهارم تا دوازدهم ژوییه به آلمان بیاید و در رابطه با جام جهانی فوتبال زنان برای دویچه وله وبلاگ‌نویسی کند. به گفته‌ی نزدیکان پگاه، او یک روز پیش از پرواز به آلمان توسط وزارت اطلاعات فراخوانده شد. به گفته‌ی آشنایان و نزدیکان پگاه، ماموران او را تهدید کرده و به او گفته‌اند که ممنوع‌الخروج است و اجازه ورود به آلمان را ندارد.


بازیگر جوان سینمای ایران از ترس مقامات چند روزی را در کنار نزدیکانش به سر برد، و طبق اخبار موثق، از زمانی که به خانه‌ی خود بازگشته، کسی از او خبری ندارد. تلاش نزدیکان پگاه برای یافتن اثری از او تاکنون بی‌نتیجه مانده است. از قرار معلوم ارگان‌های حکومتی حاضر نیستند در این مورد اطلاعاتی منتشر کنند.


ده‌نمکی‌ها


پگاه آهنگرانی در کنار بازیگری، فیلم‌های مستند می‌سازد. عنوان آخرین اثر او "ده‌‌نمکی‌ها" است که به زندگی مسعود ده‌نمکی، از رهبران حزب‌الله که اخیرا به فیلم‌سازی هم روآورده، می‌پردازد. این فیلم چند هفته پیش در تلویزیون فارسی‌زبان بی‌بی‌ سی پخش شد و به گفته‌ی نزدیکان پگاه خشم مقامات ایرانی را برانگیخت. پگاه به چند تن از دوستانش گفته بود که به این دلیل توسط وزارت اطلاعات مورد بازخواست قرار گرفته است.

تلاش‌های دویچه وله برای یافتن مادر پگاه و مصاحبه با او تاکنون بی‌نتیجه مانده‌اند.

یورش شبانه و وحشیانه گارد زندان و پاسداربندها به زندانیان سیاسی


پارس دیلی نیوز:یورش شبانه و غیر انسانی گارد زندان و پاسداربندها به سالن زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه و شبانه پاسداربندها و گارد زندان به سالن کاملا ایزوله شده زندانی سیاسی در زندان گوهردشت کرج تحت عنوان بازرسی سلول زندانیان سیاسی.

بامداد روز سه شنبه21 تیرماه حوالی ساعت 03:30 پاسداربندها و گارد زندان به سالن ایزوله شدۀ 12 بند 4 زندان گوهردشت کرج یورش بردند. زندانیان سیاسی و بخصوص آنهایی که در شرایط حاد جسمی هستند را از خواب بیدار کردند و اقدام به بازرسی وحشیانۀ سلولهای زندانیان سیاسی نمودند . این یورش وحشیانه تا مدتی ادامه داشت.

زندانیان سیاسی نسبت به عمل و حشیانه و غیر انسانی نیروهای سرکوبگر زندان که اوایل بامداد انجام شده است اعتراض کردند.

همچنین نیمه های شب سه شنبه حوالی ساعت 24:30 اینبار معاون اسماعیلی رئیس سازمان زندانها،سوماری رئیس جدید بازرسی زندان گوهردشت و مرادی افسر جانشین زندان وارد سالن زندانیان سیاسی شدند و اقدام به چک کردن سلولهای زندانیان سیاسی نمودند.

زندانیان سیاسی نسبت به آخرین طرح غیر انسانی و محدود کننده، نسب توریهای فلزی بر روی پنجره های سلولهای سالن 12 که باعث محدود کردن تهویۀ هوای طبیعی سلولها و سالن می گردد و همچنین بدلیل نبود وسایل برودتی تا حدی نقش خنک کننده داشت اعتراض نمودند.اما افراد فوق الذکر نسبت به اعتراضات زندانیان سیاسی هیچ واکنشی نشان ندادند.

لازم به یادآوری است که حضور مسئولین سازمان زندانها و زندان گوهردشت در نیمه های شب زمانی صورت می گیرد .که در زندان اتفاق خاصی روی داده باشد.اتفاقاتی مانند قتل زندانیان بی دفاع وغیره می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش شبانه و وحشیانه به زندانیان سیاسی که در ایزوله کامل بسر می برند و تعدادی از آنها در وضعیت حاد جسمی بسر می برند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل برای تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائه آن به سازمان ملل جهت گرفتن تصمیمات لازم می باشد.

اعتصاب گسترده‏ ی مردم کردستان ایران


پارس دیلی نیوز:علیرغم اینکه رژیم از مدت‏ها قبل با اعمال شدیدترین روش‏های سرکوب و ارعاب و فشار بر مردم کردستان ایران کوشیده بود تا از برگزاری اعتصاب سراسری 22 تیرماه، در کردستان جلوگیری نماید، مردم مبارز و آزادیخواه کردستان با تعطیلی بازارها و سایر متدهای مبارزه ‏ی مدنی، تروریسم دولتی جمهوری اسلامی را محکوم نمودند.


۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

زندانی سیاسی: مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند


از زنده بودن ما، در پشت این دیوارها و میله ها می ترسند و مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند

ایران پرس نیوز:سایت تحول سبز: در آستانۀ تصمیم نهایی گزارشگر ویژۀ حقوق بشر سازمان ملل برای سفر به ایران، عیسی سحرخیز، زندانی سیاسی و از فعالان مطبوعاتیِ محبوس در زندان رجایی شهر، طی نامه ای به این مقام بین المللی اظهار داشت “از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است.”

به گزارش وبگاه فرزند عیسی سحرخیز، این زندانی سیاسی در نامه خود به احمد شهید همچنین آورده است “شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت.”

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر احمد شهید

با سلام،

اینجانب عیسی سحرخیز، از زندانیان سیاسی بازداشت شده در پی کودتای انتخاباتی سال ۲۰۰۹، که با گذشت نیمی از دوران محکومیت، اجازه برخورداری یک روزه نیز از حق قانونی خود در استفاده از مرخصی، حتی جهت درمان پزشکی خویش نداشته ام، می باشم.

جناب آقای احمد شهید!

شنیدن خبر انتخاب شما به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران، سبب دلگرمی من و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی شده است، چرا که امید داریم شما بتوانید اوضاع اسف بار زندان های جمهوری اسلامی را به جهانیان منعکس نمایید و ندای مظلومیت من و هم بندانم را به جهانیان برسانید.

جناب آقای احمد شهید!

آنچه امروز در زندان های جمهوری اسلامی میرود، جنایت علیه بشریت است و چیزی کمتر ازاقدامات ضد انسانی استالین در اردوگاه های کار اجباری سیبری ندارد. این اقدامات مختص زندانیان سیاسی نیست، و شرایط زندگی زندانیان عادی نیز کم از فاجعه ندارد. حتما مرگ ناگوار هدی صابر، زندانی اعتصاب غذا کرده، در اثر ضرب و شتم زندان بانان را شنیده اید و قبل تر نیز از جزییات مرگ محسن دگمه چی خبر دار شده اید. حتما مختصری از جزییات پرونده پزشکی اینجانب نیز آگاهی دارید و خود مطلع هستید که حتی اجازه بستری شدن بنده و مداوا در یک بیمارستان را نمی دهند. پس به ذکر جزییات نخواهم پرداخت.

اما هدف از نگارش این سطور آن بوده که به شما گوشزد نمایم که اوضاع آن چنان نابسامان است که هر آن می توان انتظار وقوع رویدادهای دلخراش دیگری را داشت. چرا که امروز بر من و دیگر هم بندانم آشکار و بدیهی است که استراتژی این نظام، کشتن بی صدا و تدریجی زندانیان معترض است. آن ها عامدانه تصمیم دارند که ما را نابود کنند و مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند، چون از زنده بودن ما، حتی در پشت این دیوارها و میله ها می ترسند.

اما شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت.. لذا از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است.

عیسی سحرخیز
تیر ۱۳۹۰
رجایی شهر

۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر:از دانشگاه نمی توان مکتب ساخت



هم میهنان ام، همانگونه که روشنی را نمی توان کشت، باور به آزادی و گرایش به دانش را نیز نمی توان از جان آدمی برون کرد، چرا که گوهر خدایی آدمی او را همواره به سوی آزادی و آزادگی رهنمون می شود؛ ایرانیان نام آفریدگار هستی را اورمزد نهادند و معنی آن را خداوند جان و خـرد دانستند؛ پس چنین مردمانی را که ایــزد را بنیاد خِرد و مهر می داننــد، چگونه می توان از انباشت خرد و دانش دور داشت؟ مردمانی که می گویند توانا بود هر که دانا بود، آری، به راستی چنین برگزیده مردمانی را چگونه می توان از پیشرفت در دانستن و ساختن بازشان داشت؟ شکی نیست: کاروان خرد و دانش در ایران زمین کاروانی است کهن و گرانبار، که کسی را یارای بازایستاندن آن نیست: نه گـُجَسته اسکندران کهن و نه ضحاکان نوین.
پس همۀ آن شبزدگان و تاریک منشان بیگانه خویی که امروز بر آن شده اند تا کوردلانه، چنان همۀ راهزنان و روشنی دُزدان تاریخ، خان پُر مایه ی دانش و بستر نیکی افزای آزادی را در میهن ما برچینند، بدانند که جز گره در باد زدن و روی بی رنگ خویش را هر چه سیه فام تر کردن، کاری از آنان برنیاید؛
آنان خیز برداشته انــد تا تنگی، منش و تــاریکی گویش خود را بر نهادهـای ما چیــره کنند؛ می کوشند تا زن ستیزی بیمارگون خود را به سان داد و هنجاری پرسش ناپذیـر بــه نمایش گذارنــد و با تکیه بــه کوتــه بینی بنیادی شان میان دختران و پسران دانش پژوه ما پردۀ جدایی و دوری برکشند؛ آری، آنان، سبکسرانه و بـا بی آزرمی ای بی هماننــد بر این شده اند تا در سرزمین پوران دخت ها و رودابه ها، تا در سرزمین گُرد آفریدها و تهمینه ها، زنان پاک گوهر ما را از چشم مردان نیک نژاد مان دور بدارند.
ایرانیان، گام دیگر این کهنه اندیشان که از تاریک خانۀ تاریخ برامده اند و کردار شان همانند همان بیگانگان ددمنشی است که پس از تاخت و تاز تباهی آورشان به ایرانزمین، به گواه همۀ تاریخ پژوهان دو سده خاموشی را بر میهن ما چیره کردند و فرهنگ و هنر ایرانزمین را تا پرتگاه نابودی به پیش راندند، آنگونه که خود می گویند، "اسلامی سازی علوم انسانی" است. ولی آیــا بـه راستــی این چنین سبکسرانـه و به دور از هر گونـه منطق کارشناســی بــه اسلامی سازی دانش ها و دانشگاه ها پرداختن می تواند چیزی باشد جز یک انقلاب فرهنگی دوم و باری دیگر، چون از همان آغاز درآمدشان به خاک ما، تیغ نادانی را از نیام برکشیدن و برگردن راستی و راستان برنهادن؟ و آیا چنین کاری را هرگز می توان خردپسند و همساز با فرهنگ و آئین ما دانست؟ دادن پاسخ نه به چنین پرسشی بی شک سخت نیست.

بر کسی ناپیدا نیست که ایران را که فرزانه مردانی چون بزرگمهر ها و برزویه ها و آذربادها را به جهان پیشکش کرد، هماره، و در سراسر تاریخ، کانون آزادی اندیشه و بُردباری دینی دانسته اند. ایرانـزمین، در اوج توانمندی اش، هیچگاه دین خود را بر کسی زور نکرد و دین هیچ سرزمینی را نیز، به زور از او نستاند.

آشنا ترین نمونه اش در تاریخ های رومی آمده است: هنگامی که پژوهندگان و دانایی دوستان یونانی تبار از چنگال تاریک اندیشی روم مسیحی به سوی تیسفون، یعنی به سوی آزادی و داد ایرانی گریختند، با روی باز ایرانیان فرهنگ دوست روبرو گشتند؛ آری، تنها در آن هنگام و در پناه آزادی و داد ایرانی بود که آن دانشی مردان یونانی تبار توانستند در بزرگ ترین دانشگاه آن روز جهان، یعنی در دانشگاه جندی شاهپور، بدون بیم و هراس از پیگرد بنیادگرایان روم مسیحی، آسوده سرانه به آموزش و پژوهش بپردازند.

و امروز، در همان سرزمین، اشغالــگرانـی کوردل بــراین شده انـد تا ایـــران ما را تـا مرز بی انــدازگی و بی توشگی و بی مایگی بــرنامه ریــزی شـدۀ خویش پاییـن آورنــد و جامۀ عقب ماندگی خود را بر تن دانش و هنر ما کنند. مردم ایرانزمین اما، به چنین خام اندیشی زمان پریشانه ای پاسخی کوبنده خواهند گفت.
هم میهنانم، من شکی ندارم که درخت کهن سال آزادی و دانش از بوم میهن ما برکندنی نیست. زنان و مردان ایرانی با پشتیبانی و همدلی یکدیگر بر این تیره بختی بیگانه بنیاد پیروز خواهند شد و چراغ دانش باری دیگر فروغ دیرینه ی خود را بازخواهد یافت. آزادی استوار بر آزادگی، گوهر نازُدودنی ایرانزمین است و ایرانزمین، گوهر نازُدودنی خود را بازخواهد یافت.
خداوند نگهدار ایران باد

 
زنده باد شاهزاده رضا پهلوی

18 تیر و زایش دو خیزش!


پارس دیلی نیوز:روز 18 تیر در گاهنمای مبارزاتی علیه جمهوری اسلامی، همواره با دو حرکت همراه است: 18 تیر سال 59 و خیزش فرماندهان دلاور نیروی هوایی ارتش علیه جمهوری جهل و جور و جنون و دروغ اسلامی و 18 تیر 78 و جنبش دانشجویان به پا خواسته علیه حکومت مذهبی... . پویش نخست، آغاز پایان حکومت را جرقه زد و مشروعیت نداشته ی این حکومت را از همان آغاز نمایاند و خیزش دوم، بر بازی ها و خیمه شب بازی های رژیم تحت نام اصلاحات سید خندانی، یک سره مهر باطل زد.
* * *
18 تیر، جنبش ارتشیان و دانشجویان
خیزش ارتشیان و کودتای نیروگاه شاهرخی: در روز 20 تیرماه سال 1359، درست دو سال پس از بر سر کار آمدن اوباشان اسلامی و اشغال ایران تحت نام شورش 57، بنی صدر رییس جمهور فرمایشی جمهوری اسلامی به همراه دو تن از پاسداران انقلاب اسلامی در یک شوی تلویزیونی شرکت کرد و از کشف یک کودتای نظامی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی سخن گفت. آن زمان دقیقا 513 روز از چیرگی و چپاول اهریمنان بر ایران می گذشت و کشتارها و اعدام ها و سرکوب ها به شکل وحشیانه ای ادامه داشت. واپسین پادشاه ایران، محمدرضاشاه پهلوی، در قاهره و در یک بیمارستان نظامی، واپسین روزهای زندگی خود را می گذراند. 52 تن از دیپلمات های آمریکایی همچنان در اسارت گروهی تیغ کش تحت نام مسلمانان پیرو خط امام به سر می بردند و دکتر شاپور بختیار در پاریس مشغول مبارزه علیه جمهوری اسلامی بود. در چنین جوی بود که سخن از کشف کودتای نظامی علیه رژیم اسلامی زده شد.
هموندان دلاور این خیزش، گرچه می دانستند که اگر گرفتار کفتارهای اسلامی شوند، کمترین واکنش آنها تیرباران و اعدام خواهد بود، با دل و جان برای سرنگونی حکومت غیر مردمی و جنایتکار اسلامی پای در این راه گذاشته بودند. هرچند پیش از آن که کاری از پیش ببرند، جاسوسان جمهوری اسلامی همه ی آنها را لو دادند و جز زنده یاد ستوان ناصر رکنی که هنگام مراجعه ی پاسداران به خانه اش برای دستگیری فرصت یافته بود به آنان تیراندازی کند و پاسداری بنام محمد اسماعیل قربانی را از پای در آورد، بقیه بدون انجام هیچ عملیاتی در چنگال کرکس های اسلامی گرفتار آمدند. (شرح کامل کودتای نیروگاه شاهرخی ]نوژه[ را در اینجا بخوانید)
اعدام های وحشیانه ی دلاوران ارتش، از روز یکشنبه، 29 تیرماه 1359 بعنی 11 روز پس از کشف این خیزش با حکم قاضی جنایتکار آن موقع دادگاه های انقلاب –ریشهری- آغاز شد. و در این روز جاویدنامان: سرتيپ خلبان آيت محققي، سرگرد خلبان فرخ زاد جهانگيری، سروان خلبان محمد ملک و سروان بيژن ايران نژاد ثابت افسر فني نيروی هوایي اعدام شدند. یکی از شرم آورترین  وحشیانه ترین کارهای رژیم منفور اسلامی در جریان این رویداد، تيرباران جوان 18 ساله شهريار نور است. سرهنگ "امير هوشنگ نور" که در اين خیزش شرکت کرده بود و مقداری سلاح نيز در زيرزمين خانه اش کشف گرديد، برای نجات جان به خارج گريخت. ولي ملايان، فرزند 18 سالة او را به گرو زنداني کردند و تهديد نمودند که اگر "امير هوشنگ نور" خود را تسليم آنان نکند، پسرش شهريار را تيرباران خواهند کرد و با انجام اين تهديد خود، يعني کشتن پسر بجای پدر، لکه ی ننگ بزرگ ديگری از خود در تاريخ برجای گذاشتند.
 اين کشتار وحشيانه تا روز دوشنبه 31 شهريور ماه 1359 -که زمان حمله ارتش عراق به ايران بود همچنان به شدت ادامه يافت. در طول اين 65 روز، رژيم جمهوری اسلامي 115 نفر از خلبانان، چتربازان، توپچيان و افراد نيروی ويژه ايران را به جرم شرکت در اين کودتا تيرباران کرد (در مجموع: 121 تن از ارتشیان ایران را کشتند که فرتور نام آنان را می توانید در اینجا ببینید) و گویي با تيرباران شاهين های بلند پرواز و توپچيان ايران، صدام حسين عراقي را برای حمله به ايران گستاخ کردند. کشف اين قيام سبب گرديد که دولت عراق با آسودگي از ناتواني نيروی هوايي ايران به سرزمين ما بتازد و يک جنگ ويرانگر 8 ساله را به ايران و ايرانيان تحميل کند و تهديد کاتر را به خميني عملي سازد. و خميني جنایتکار در این زمان هم تکرار مي کرد: "جنگ نعمت است و صدام حسین دیکتاتور است و باید برود"! (فیلمی از دفاعیه ی دلاورانه ی زنده یاد تیمسار آیت محققی را پیش از اعدام، در اینجا ببینید)
جنبش ارتشیان ایران در 18 تیر 59، هرچند عملی نشد، از یک سو هم ماهیت نامشروع و غیر مردمی و خونریز این حکومت را بیش از پیش نشان داد و هم نشان داد که حکومتی که از نظر نیروی نظامی، سیستمی نامشروع دارد، کوس نابودی خود را زده است. حکومت با کشتار ددمنشانه ی فرماندهان بلندپایه ی ارتش در نیروی هوایی، آغاز پایان خود را کلید زد.
خیزش دانشجویان و یورش به کوی دانشگاه تهران: رویداد 18 تیر سال 1378، گرچه به بهانه ی تعطیلی روزنامه ی سلام کلید خورد، اما در واقع، آغاز جنبش دانشجویی علیه حکومت مذهبی و خواستاری برقراری حکومتی سکولار بود. این خیزش، "نه"ی بزرگی به کل حاکمیت و بساط پوشالی اصلاح طلبان تحت ریاست سید خیانتکار خندان (خاتمی) بود.
18 تیر نشان داد که حکومت بر مبنای هر ایدئولوژی مورد قبول دانشجویان و جوانان این سرزمین نیست و اگر این حکومت چند سال دیگر هم بر سر کار باشد، اساسا هیچ جایگاهی در بین دانشجویان و سایر اقشار جامعه ندارد و دانشجویان آگاه و مردمی که با ماهیت این رژیم فریبکار آشنا شده اند، با پوست و گوشت خود از نظام مذهبی ولایت فقیه زده و برید شده اند.
شوربختانه، همانطور که بسیاری از گروه های سیاسی و خیزش های پیشین، بعد از انتصابات دو سال پیش، تحت الشعاع جنبش موسوم به سبز قرار گرفتند، خیزش دانشجویی 18 تیر هم از این قاعده جدا نبوده و نیست و دو سال گذشته، آنگونه که باید، این روز گرامی داشته نشده است. امید است که امسال (فردا که برابر با سالگرد 18 تیر است) به یاد همه ی درگذشتگان و دربندان -از ارتشیان 18 تیر 59 تا دانشجویان 18 تیر 78 از زنده یادان تیمسار آیت محققی و تیمسار مهدیون و... تا اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد و بهروز جاویدتهرانی و ارژنگ داوودی و...- و پس از این همه جنایت و کشتار آشکار جمهوری اسلامی، دانشجویان و سایر گروه های مردم، یاد و نام آنها را گرامی بدارند.
* * *
بی گمان، 18 تیر نقطه ی عطفی در تاریخ سی ساله ی مبارزات آزادی خواهانه علیه جمهوری اسلامی است. در آستانه ی سی و یکمین سالگرد جنبش ارتشیان ایران و کشتار جاویدنامان نیروی هوایی و یازدهمین سالگرد جنبش دانشجویی ایران و کشتار و یورش وحشیانه به کوی دانشگاه تهران، شایسته است نام همه ی این بزرگان را گرامی داریم و روان ایران پرست همه ی آنان درود بفرستیم.