۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

CNBC: سپاه پاسداران = بزرگترین کارتل مافیایی ایران!


آژانس ایران خبر:شبکه خبری سی.ان.بی.سی در گزارشی به نقش عمده سپاه پاسداران در اقتصاد ایران و عوامل رشد اقتصادی این نهاد نظامی پرداخته است.

قدرت‌گرفتن اقتصادی و اجرایی سپاه پاسداران در ایران، نگرانی دولت آمریکا را در پی داشته است.
از جمله در میانه شهریورماه، هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا، هشدار داده بود که ایران در حال تبدیل شدن به یک «دیکتاتوری نظامی» است و گفت که به اعتقاد او، با تشدید تحریم‌ها علیه ایران می‌توان به سوی فراهم‌کردن زمینه برای گفت‌وگو با این کشور گام برداشت.
خانم کلینتون در جمع مسئولان و کارشناسان سیاست خارجی آمریکا سخنرانی می‌کرد، از تبدیل شدن ایران به دیکتاتوری نظامی با پوشش و ظاهری مذهبی ابراز نگرانی کرد و گفت: سپاه پاسداران با همراهی رهبران سیاسی و دینی در حال تسخیر ایران است و به نظر نمی‌رسد این وضعیت با اهداف ابتدایی انقلاب ایران همسو باشد.
وی ابراز امیدواری کرد که افزایش فشارهای ناشی از تشدید تحریم‌ها بر ایران نه تنها به تجدید نظر رهبران این کشور در زمینه انرژی و سلاح‌های هسته‌ای بیانجامد، بلکه سبب تغییر رویه آنها در خصوص «تروریسم» شود.


سپاه؛ مافیای ایران
جیسون گوئرتز، گزارشگر ارشد سی.ان.بی.سی و نویسنده این گزارش می‌گوید: زمانی که بحث کنترل اقتصاد ایران مطرح می‌شود سپاه نیروی عمده کنترل اقتصاد است و بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور سپاه را «مافیای ایران» نامیده‌اند.
به گفته آقای گوئرتز «به سبب ماهیت مبهم سپاه و ترس آشکار از این نیرو هیچ آماری وجود ندارد که به‌طور دقیق نشان دهد چند درصد از اقتصاد ایران در کنترل سپاه است.»
مئیر جاودانفر، کارشناس ایران در اسرائیل، در این مورد گفته است: دولت ایران بیش از 80 درصد از اقتصاد را کنترل می‌کند و تخمین زدن این‌که چند درصد از اقتصاد ایران در کنترل سپاه است، موضوعی مشکل است.
به گفته آقای جادوانفر، براساس یک برآورد محتاطانه می‌توان گفت که سپاه از طریق افزایش کنترل خود در بورس اوراق بهادار تهران که بیم آن می‌رود به خاورمیانه نیز برسد، بیش از نیمی از کمپانی‌های تحت مالکیت دولت ایران را در کنترل دارد.
سپاه در شرایطی بر اقتصاد ایران تسلط یافته است که 30 سال پیش به دستور خمینی برای «حفاظت از کشور و دفاع از اصول انقلاب اسلامی» ایجاد شد و اکنون تبدیل شدن آن به یک شبکه قدرتمند اقتصادی، با پاسخ ایران به فشار آمریکا و تحریم‌های بین‌المللی گره خورده است.
سپاه درمیان بسیاری از فعالیت‌های خود، به ایفای نقش مرکزی در سازمان‌دهی برنامه هسته‌ای ایران مشکوک است و به همین دلیل است که سپاه، هدف عمده تحریم‌های قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران قرار گرفته است.

بیش از نیمی از صادرات در دست سپاه
علیرضا نادر تحلیلگر موسسه مطالعاتی «رند کورپوریشن» در کتابی با عنوان «تعالی پاسداران» نقش داخلی سپاه را در ایران ارزیابی کرده و نوشته است: حدود 68 درصد از صادرات ایران در دست سپاه است، زیرا سپاه بازیگر مهم اقتصادی در ایران است که اقتصاد رسمی و بازار سیاه ایران را نیز کنترل می‌کند.
رند کورپوریشن یک سازمان غیرانتفاعی است که با انجام پژوهش و تحلیل به بهبود سیاست و تصمیم گیری‌ها کمک می‌کند.
علیرضا نادر می‌گوید: شرکت‌های سرمایه‌گذاری، ساخت وساز، مهندسی، خودروسازی و حتی مطب‌های عمل جراحی چشم در ایران در کنترل سپاه است.
نویسنده سی‌ان.بی.سی، در گزارش خود تاکید کرده که حتی بسیاری از مقام‌های دولت ایران که قراردادهای اجرای پروژه‌های بزرگ را به سپاه می‌دهند خود عضو سپاه یا گروه‌های وابسته به سپاه مانند بسیج هستند؛ از جمله محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری ایران. درواقع سپاه با محافل تصمیم‌گیرنده در تهران ارتباط بسیار نزدیکی دارد.

جنگ ایران و عراق؛ عاملی برای رشد سپاه
به گزارش سی.ان.بی.سی، فعالیت‌های اقتصادی سپاه در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق در سال‌های 1980 شروع شد؛ رئیس‌جمهوری و رهبر وقت جمهوری اسلامی، سپاه را تشویق کردند که وارد فعالیت‌های اقتصادی شود تا بودجه سپاه افزایش یابد.
موشک، هلیکوپتر، مسلسل و مواد منفجره در سال‌های جنگ ایران و عراق گران بود و دولتمردان وقت ایران فکر می‌کردند که اگر سپاه بتواند پول بسازد این موضوع امتیازی برای ایران خواهد بود.
علی آلفونه، پژوهشگر ایرانی در موسسه اینترپرایز آمریکا، در این مورد گفته بود: سپاه معمولا از طریق شرکت‌های مجازی که اسامی‌ آنها دائما عوض می‌شود، در بورس اوراق بهادار و دیگر زمینه‌های اقتصادی فعالیت می‌کند، زیرا نمی‌خواهد که به عنوان یک سرمایه‌گذار اقتصادی شناخته شود، بلکه می‌خواهد خود را نجات‌دهنده ایران، به‌ویژه نجات‌دهنده کشور پس از جنگ ایران و عراق نشان دهد.
اما به گفته کارشناسان داخل و خارج ایران بسیاری از مردم از اینکه سپاه در عرصه اقتصادی بسیار قدرتمند شده و فعالیت‌های اقتصادی را به انحصار خود درآورده، ناراضی هستند.

اعتراض به «انحصار سپاه»
اعتراض به انحصار اقتصادی سپاه پاسداران زمانی بالاتر گرفت که 51 درصد از سهام شرکت مخابرات ایران در مهرماه گذشته به «کنسرسیوم اعتماد مبین»، یکی از شرکت‌های زیرمجموعه این نهاد نظامی، واگذار شد و این معامله بزرگ‌ترين معامله تاريخ بورس ايران نام گرفت.
قرارگاه خاتم‌الانبیا یکی از بهترین نمونه‌های فعالیت اقتصادی سپاه است؛ این قرارگاه بزرگترین پیمانکار جمهوری اسلامی ایران در پروژه‌های صنعتی و ساخت‌وساز به شمار می‌آید. خاتم‌الانبیا را می‌توان با «جنرال الکتریک» آمریکا مقایسه کرد.
جیسون گوئرتز در گزارش خود می‌نویسد: حدود 25 هزار مهندس و کارگر برای خاتم‌الانبیا کار می‌کنند و مجله «جاده و تونل» نشریه اختصاصی خاتم‌الانبیا است.
به گفته این گزارشگر آمریکایی، تاکنون بیش از 750 قرارداد برای سدسازی، ساختمان‌سازی، میدان‌های نفتی، بزرگراه و خطوط لوله نفت و آب به خاتم‌الانبیا واگذار شده است.
قرارداد چند میلیارد دلاری توسعه پارس جنوبی، نمونه‌ای دیگر است که به عنوان بزرگ‌ترین میدان گازی برون‌ساحلی ایران شناخته می‌شود و به شرکت‌های وابسته به سپاه واگذار شده است.
این شرکت‌های وابسته به سپاه جای گروه‌های بین‌المللی انرژی مانند شل، رپسول و توتال را گرفته‌اند که در پاسخ به فشار آمریکا بر حکومت ایران، از سرمایه‌گذاری در انرژی ایران انصراف داده‌اند.
به گزارش سی.ان.بی.ان.سی، یک نماینده مجلس ایران نیز تاکید کرده است که فعالیت‌های بازار سیاه سپاه به تنهایی دست‌کم 12 میلیارد دلار درآمد ایجاد می‌کند. همچنین به گفته این نماینده که نخواسته نامش فاش شود یک سوم از تمام کالاهای وارداتی از طریق بازار سیاه تحت کنترل سپاه وارد ایران می‌شود.
نویسنده سی.ان.بی.ان.سی در پایان گزارش خود آورده است که سپاه در زمینه بازار سیاه دست رقیبان را کوتاه کرده و ایرانیانی که در بازار سیاه کالا فعالیت داشته‌اند را به زندان انداخته است تا خود به نیروی انحصاری در بازار سیاه کالا تبدیل شود.

ايران بريفينگ

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

بهروز جاوید تهرانی پس از هفت سال آزاد شد


خبرگزاری هرانا – بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر سر انجام پس از هفت سال حبس عصر امروز از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از کرج، بهروز جاوید تهرانی که سابقه بازداشت‌ در اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر سال ۷۸، تجمع مقابل سازمان ملل در سال ۸۳ در دفاع از زندانیان سیاسی را دارد آخرین باز سال ۱۳۸۴ به اتهام ارتباط با گروه‌های معاند نظام بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) بدون داشتن وکیل محاکمه و در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

وی در ‌‌نهایت و در آخرین پرونده خود از سوی دادگاه تجدید نظر به چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد که حکم شلاق در مورد این زندانی سال گذشته اجرا شد.

بهروز جاوید تهرانی که از سن ۱۹ سالگی همواره در بازداشتگاه‌های مختلف کشور حضور داشته است در مجموع ۱۱ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی بدون مرخصی سپری کرده است.

دستگاه امنیتی در آخرین اقدام خود سعی داشت وی را مجددا به دلیل انتشار فیلمی ازمحسن دکمه چی زندانی سرطانی به حبس تعزیری محکوم کند، اما بر اساس آخرین گزارشات دریافتی این زندانی از اتهامات وارده تبرئه و امروز مصادف با روز تولد خود از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.

جمهوری اسلامی باز هم هواپیماهای "توپولف" از روسیه می خرد

پارس دیلی نیوز:"علی نیکزاد" وزیر راه و شهرسازی جمهوری اسلامی روز دو شنبه اظهار داشت که رژیم ایران سرگرم گفتگو با روسیه در باره خرید هواپیماهای مسافربری جدیدی می باشد. این مطلب را خبرگزاری "فارس" گزارش داده است.


به گزارش رسانه روسی ریا نوستی، وی گفت: "مذاکرات در باره خرید هواپیماهای مسافربری از روسیه ادامه دارد، و اگر ما موفق به حصول توافق شویم، جمهوری اسلامی مقداری از این هواپیماها را خواهد خرید".


برای انعقاد قرارداد بر سر این مساله لازم است که سازمان هواپیمایی غیر نظامی جمهوری اسلامی قابلیت هواپیماهای روسی برای انجام پروازها در شرایط جغرافیایی و هوایی این کشور را مورد تایید قرار دهد، و بعلاوه، طرفین باید در باره مساله قیمت به توافق دست یابند.


"علی نیکزاد" شرکتی را که باید هواپیماها را به ایران بفروشد، به طور مشخص ذکر نکرده است ولی گفت که صحبت سر انواع جدید هواپیماهای "توپولف" و "سوحوی" میرود.

آدمکشی به خاطر ۱۵۰۰ تومان

ایران پرس نیوز:شبکه ایران: پسر جوان که در جریان درگیری خونین مسئول بوفه یک باشگاه ورزشی را به قتل رسانده بود ۱۵ روز پس از جنایت با پای خود به دادسرای جنایی تهران رفت.

صبح دیروز پسری ۲۲ ساله وارد شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران شد و به قاضی محمد شهریاری گفت: «من فرید هستم که شب ۲۰ آذر در باشگاه ورزشی خیابان فرجام – شرق تهران – با پسر جوانی به نام امیرعلی درگیر شدم و او را با پیچ‌گوشتی زدم.

باور کنید نمی‌خواستم او را بکشم. حتی نمی‌خواستم او را بزنم اما همه چیز یک دفعه اتفاق افتاد.»

وی که از مرگ امیرعلی – ۳۰ ساله – بشدت ابراز ناراحتی می‌کرد با چشمان اشکبار گفت: «حدود دو سال قبل به عنوان حسابدار و مسئول کمدهای لباس در باشگاه استخدام شدم. امیرعلی هم تازه به آنجا آمده و مسئول بوفه شده بود. شب حادثه به خاطر گم شدن کلید کمدها با پیچ‌گوشتی سرگرم باز کردن درها بودم که امیرعلی صدایم کرد و از من خواست برایش کاری انجام دهم اما به دلیل اینکه سرگرم کار بودم توجهی نکردم و او دوباره صدایم کرد. از اینکه جوابش را نداده بودم عصبانی شد و دقایقی بعد هم سراغم آمد و گفت: «چند شب قبل از بوفه خرید کردی و ۱۵۰۰ تومان بدهکار شدی.

همین الآن بدهی‌ات را تسویه کن.» من هم با شنیدن این حرف عصبانی شدم و یک اسکناس پنج هزار تومانی به طرفش پرت کردم. اما امیرعلی که بسیار قوی‌هیکل بود مشت محکمی به صورتم کوبید و بعد هم مرا به باد کتک گرفت. در حالی که سرم شکسته بود و خون جلوی چشمانم را گرفته بود با پیچ‌گوشتی بی‌هدف او را زدم. فقط یک لحظه به خودم آمده و دیدم امیرعلی با سر و صورت خونین زمین افتاده است از ترس فریاد کشیدم که چند نفر آمدند و او را به بیمارستان رساندند من هم فرار کردم.

در حالی که فکر نمی کردم او کشته شده باشد. در این مدت به مشهد رفتم و شب‌ها در حرم می‌خوابیدم و برای سلامتی امیرعلی دعا می‌کردم غافل از اینکه او پنج روز بعد از آن درگیری جان باخته است. وقتی موضوع را فهمیدم عذاب وجدان یک لحظه هم رهایم نمی کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کنم. بنابراین به تهران برگشتم و به دادسرای جنایی آمدم.

بدین ترتیب متهم با دستور بازپرس شهریاری بازداشت شد و برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

اقدام به خودکشی یک زن دیگر در ایستگاه مترو

ایران پرس نیوز:خبرگزاری مهر: مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو تهران گفت: اقدام به خودکشی یک زن در خط 2 مترو سبب شده مسافران این خط حدود 20 دقیقه در یکی از تونل‌های این خط معطل بمانند.

محمد قلی ها با تایید اقدام به خودکشی یک زن در ایستگاه ملت گفت: این خانم در بخش شمالی ایستگاه ملت خود را روی ریل قطار انداخته است که خوشبختانه تنها صدمه جسمی دیده است.

وی ادامه داد: تاخیر 20 دقیقه ای در یکی از تونل های خط 2 نیز به این دلیل است که هنوز این خانم از ریل خارج نشده است

پورشه های 500 میلیونی در تهران


ایران پرس نیوز:سایت مشرق: شرکت پورشه اعلام کرده از 24 پورشه سفارش داده شده به این کارخانه توسط کشورهای خاورمیانه، 12 سفارش آن متعلق به ایران بوده که همگی آنها هم وارد ایران شده است. قیمت این خودروهای لوکس و تجملی بیش از 500 میلیون تومان است.

۱۳۹۰ آذر ۳۰, چهارشنبه

برای پیاده‌رونشینان شب یلدا‬


پارس دیلی نیوز:یلداست و من به تو و ازدحام پیاده‌رو فکر می‌کنم...


او همیشه آنجاست، صبح زود تا آخرین ساعات شب، روزهای تعطیل و غیر تعطیل؛ فرقی هم نمی‌کند شب یلدا باشد یا هر شب دیگری،‌ او باید کارش را بکند و سر بساطش باشد. او را چه به شب یلدا؟


همیشه می‌بینمش،‌ در همین پایین دفترمان. گوشه‌ای از پیاده‌رو می‌نشیند و بساطش را پهن می‌کند. پسرکی سیه‌چرده و سراسر چِرک، اما از آنهایی نگاه معصومانه‌اش جلوی چندش آدم را می‌گیرد. آدامس و شکلات و چیزهایی از این قبیل می‌فروشد،‌ سن و سالش به زحمت به هفت می‌رسد و هنوز-تاکید می‌کنم هنوز- شیطنت و ورجه‌وورجه‌های کودکی را از یاد نبرده است.

آن اوایل،‌ روزی دیدم کتاب و دفتری را در کنار بساطش پهن کرده و دارد مشق می‌نویسد، اشتباه نکنم کتاب فارسی اول دبستان بود، از همان جدیدها که هیچ نسبتی با نوستالوژی‌های تلخ وشیرین ما ندارد. چندین بار این صحنه را در خیابان‌های تهران دیده بودم، احساس کردم شاید این مشق‌نویسی،‌ تنها ژستی باشد ترحم‌انگیز، درست یا غلط سعی کردم با بی‌تفاوتی عبور کنم،‌ اما باز هم نگاه‌های شیطنت‌آمیز و خنده‌های پرانرژی‌اش نگاهم را به نگاهش دوخت.



روز دیگری هوا تاریک بود و خیابان خلوت، با دوستی در حال عبور بودیم که پسرک به شکل ناگهانی از پشت دیواری بیرون جهید و هر دویمان را حسابی ترساند. در حدی که زهره‌مان ترک برداشت.‌ تا آن وقت شب، خانه نرفته بود و بساطش هنوز پهن بود،‌ شاید باید ناراحت می‌شدیم اما من خوشحال بودم؛ خوشحال از اینکه هنوز کودک است و کودکی‌اش را زندگی می‌کند و بر خلاف خیلی از هم‌صنفانش روحش همسن جسمش است. خوشحال‌تر از این بودم که هنوز درد پیاده‌رونشینی و دیدن آدم‌های بی‌تفاوتِ مسخ‌شده‌ی‌ این شهرِ درندشتِ فراموشی‌زده،‌ روح کودکانه‌ی او مسخ‌ نکرده و همچنان بچه است و بچگی می‌کند و می‌خندد و می‌جهد و می‌دود و.... اما همین معصومیت کودکانه‌اش روز دیگری به سختی آزارم داد، تا مدت‌ها سوالی در موردش در ذهنم نقش بسته بود که دوست داشتم جوابش را بدانم؛ همیشه در بساطش یک عروسک بود که من احساس می‌کردم آن هم فروشی است اما متحیر از این بودم که چرا در طول این همه مدت کسی آن را نخریده است. روزی از روزها در حال عبور بودم و نگاهم مثل همیشه به دنبالش می‌گشت، که با اشاره دوست همراهم، دیدم سر بساطش نشسته و همان عروسک را بغل کرده و در حال خوراندن بیسکوئیت به اوست. عروسک، فروشی نبود. پسرک عروسک‌بازی می‌کرد و من ویران می‌شدم،‌ آخر چه چیزی دردناک‌تر از اینکه کودکی در سن عروسک بازی،‌ به جبر زندگی اینگونه آواره خیابان‌ها شده باشد و تمام روزش را چشم انتظار ترحم رهگذری بماند و برای چندرغاز روزهایش را یکی از پس از دیگری در سیاهی مطلق شب کند.



بگذریم، او همیشه آنجاست، صبح زود تا آخرین ساعات شب، روزهای تعطیل و غیر تعطیل؛ فرقی هم نمی‌کند شب یلدا باشد یا هر شب دیگری،‌ او باید کارش را بکند و سر بساطش باشد. او را چه به شب یلدا؟ بهتر است بگویم کودکان کار را چه به شب یلدا. امثال او هم کم نیستند. در هر کجای شهر و در هر که خیابانی باشید، کافیست فقط یک بار چشم‌هایتان را به اطراف بچرخانید، خیلی زود می‌بینید آنچه را که باید ببینید؛ آنها هم باید مثل هم و سال‌هایشان خانه باشند و منتظر بابا که با انار و آجیل و هندوانه به خانه بیاید، اما گوشه خیابانند و چشم دوخته‌اند به دستان این و آن، همان‌هایی که شاید بعد از خرید ادوات شب یلدا، با دست پر رهسپار منزلند، تا شاید ترحمی کنند و چیزی از آنها بخرند.

یلدا را جشن بگیریم، من هم قصد آیه یاس خواندن و تلخ کردن همین اندک دلخوشی‌های باقی‌ماندمان را ندارم اما چه کنم که ناخواسته کامم تلخ شد وقتی امروز هم پسرک را همان جای همیشگی‌اش دیدم. او هم مثل همه بچه‌های دیگر باید بچگی کند، او هم محتاج تیمار و ناز کشیدن است،‌ او هم مثل بچه‌های همه ماها سردش می‌شود و ممکن است سرما بخورد، وقتی سرما می‌خورد باید یکی باشد که تروخشکش کند، وقتی «آخ» می‌گوید باید یکی باشد که بگوید «جان» و هزار چیز دیگری که باید داشته باشد و معلوم نیست به کدامین گناه ناکرده،‌ ندارد...باز هم بگذریم، فقط می‌خواستم بگویم در کنار تمام کارها و گرفتاری‌ها و خوشی‌ها وغم‌ها،‌ گاهی به فکر آنها هم باشیم، فقط همین.


نوشته:عباس رضایی ثمرین،‌ قانون