۱۳۹۰ آذر ۱۴, دوشنبه

بیانیه شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت شانزدهم آذر:دانشجو، پرچمدار جنبش آزادیخواهی مردم ایران


شاهزاده رضا پهلوی:نظام مستبد و تمامیت خواه حاکم بر ایران، با اتخاذ سیاست های قرون وسطایی از قبیل تفکیک جنسیتی، اسلامی کردن علوم انسانی، ستاره دار کردن دانشجویان آزادیخواه، محروم کردن دانشجویان تنها به جرم داشتن عقیده و مذهب مغایر با ارزش های حکومت اسلامی و غیره، سعی در تخریب جایگاه مقدس دانشگاه نموده است.


علاوه بر این، جمهوری اسلامی همواره تلاش نموده است که دانشجویان و استادان دانشگاه را بعنوان حامیان سیاست های تنش آفرین و ضد منافع ملی ایران، همچون حمله به سفارتخانه ها، ، سیاست های ماجراجویانه، برنامه هسته ایی و غیره به جامعه بین المللی نشان دهد.

دانشجویان که بخش های مختلف جامعه، همچون زنان، کارگران، بازاریان، هنرمندان، نظامیان، اقوام، ادیان و دیگر اقشار را نمایندگی می کنند، همواره تحت سرکوب نهادهای حکومتی بوده و تاکنون بهای سنگینی را پرداخت کرده اند.

ولی، علیرغم تمام این سرکوب ها، جنبش دانشجویی سهم عمده ایی در آگاهی بخشی به جامعه داشته و همت و توانمندی بالای دانشجویان در كشف و اختراع پديده‌های علمی، دستيابی به فناوريی های مدرن بشری، استقلال‌منشی و آزاد اندیشی، چهره ای سرفراز و افتخارآفرین از ایران و ایرانی به جامعه بین المللی عرضه نموده است.



دانشجویان قهرمان ایران زمین،


مبارزات شیرزنان و دلیرمردانی همچون بهاره هدایت، عبدالله مومنی، مجید توکلی، مهدیه گلرو، کوهیار گودرزی، پیمان عارف، عباس کاکایی، مجید دری، سما نورانی، شبنم مددزاده، حسن اسدی زیدآبادی، میلاد اسدی، یاسر گلی، محمد پورعبدالله، ضیا نبوی، مرضیه خدابخش، محمد یوسف رشیدی، آرمان رضاخانی، عاطفه نبوی، بهروز جاوید تهرانی، آمانج حیدری، احسان عبده تبریزی، حامد روحی نژاد و دیگر مبارزان راه آزادی، شعله های جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را فروزان تر نموده و پایه های این نظام مستبد و دانش ستیز را به لرزه انداخته است.

در این شرایط حساس و بحرانی که کشورمان با آن روبروست، شما دانشجویان مبارز می بایست با آگاهی بخشی و ایجاد شبکه های اجتماعی، در خانواده، محله و همچنین در کل جامعه، حرکت های اعتراضی آگاهانه را سازماندهی نمایید.

همچنین در فضای سرکوب و اختناق حاکم بر کشور، دانشجویان ایرانی برون مرز، به منظور رساندن پیام جنبش دانشجویی درون مرز به جهانیان، با استفاده از فضای حقیقی و مجازی همچون وبلاگ، شبکه های اجتماعی، رسانه های خبری بین المللی، وظیفه سنگینی را بر دوش دارند.



برای آزادی ایران با هم به پا خیزیم و در کنار هم سد سکوت را بشکنیم. یقین دارم که مبارزات آزادیخواهانه مردم کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و نظامی مبتنی بر جدایی دین از حکومت، به ثمر خواهد نشست.


درود بر شاهزاده رضا پهلوی

فضای تهران در روز تاسوعا

خبرنگار وبسایت ایران پرس نیوز از تهران:امروز همزمان با روز تاسوعا در تهران فضای امنیتی شدیدی برقرار است و از حدود ساعت 10 صبح حجم وسیعی از ماموران نیروی انتظامی در نقاط مختلف تهران به ویژه بخش های مرکزی مستقر شدند. در میدان امام حسین تازی، هفت تیر، فردوسی و انقلاب یگان ویژه پلیس و نیروهای ضد شورش با موتور مستقر هستند.

با وجود آنکه حضور دستجات و هیات مذهبی در خیابان ها بسیار کمرنگ تر از سال های گذشته است اما حضور این حجم از پلیس در خیابانها نشان از ترس جمهوری اسلامی از حضور احتمالی مردم در خیابان ها دارد.

در خیابان ولیعصر از مقابل مجموعه بیت رهبری تا پل پارک وی به جرات می توان گفت بر سر هر چهارراه حداقل یک دستگاه خودروی انتظامی و چندین نیروی باتوم بدست شرایط را کنترل می کنند.

حضور هیات ها و دستجات سینه زنی و زنجیر زنی در خیابان به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرده است. در مقابل در فواصل کم بساط پخش غدای نذری و چای و شیر داغ است. هرجا که نذری داده می شود جمع زیادی از مردم گرسنه برای گرفتن غذا هجوم می آوردند.

مسیر اتوبوس BRT خیابان ولیعصر حدفاصل چهارراه سپه تا میدان منیریه توسط پلیس بسته شده است و جمعی از بسیجیان و لباس شخصی ها به سینه زنی مشغول هستند. چند کیلومتر بالاتر در مقابل پارک دانشجو حضور انبوه پلیس ضد شورش یک پادگان تمام عیار را به وجود آورده است.

با نزدیک شدن به غروب شهر شلوغ تر می شود اما اعلام تعطیلی از سوی دولت باعث شده تا مراسم مذهبی امسال بی رونق تر از همیشه باشد.

در طول مسیر عکاسان و خبرنگاران خبرگزاری های مختلف در حال تهیه خبر بودند. یکی از آنها در پاسخ به اینکه وضعیت شهر را چطور می بینی گفت: «محرم رو به سقوط است!»

از نکات قابل توجه افزایش اتومبیل هایی است که روی شیشه آنها نوشته های عجیب و غریب دیده می شود. روی شیشه یک اتوموبیل نوشته شده بود: "یزید پدرسوخته"، یکی دیگر هم نوشته: "یزید خره، گاوِ منِ"، و بالاخره یکی هم نوشته بود: "یزید مادرت رو...!" و دیگری "پ ن پ یزید خوبه؟!" و دیگری:"یزید ازت انتظار نداشتم!"




مفقود شدن یک وبلاگ نویس و فعال سیاسی

خبرگزاری هرانا - بهار علی نیا، دانشجو و وبلاگ نویس هفته گذشته پس از خروج از منزل مفقود شده است.

نزدیکان وی به گزارشگران هرانا گفتند:"این وبلاگ نویس و فعال سیاسی هفتهٔ گذشته از خانه خارج شده و به منزل بازنگشته است."

خانواده وی که احتمال بازداشت وی را محتمل می‌دانستند نیز با مراجعه به زندان اوین پیگیر وضعیت وی شدند که تاکنون بازداشت ایشان مورد تائید قرار نگرفته است.

این دانشجو که در خارج از کشور مشغول به تحصیل بوده است دو هفتهٔ پیش برای دیدار خانوادهٔ خود به ایران بازگشته بود.

با توجه به سابقه و فعالیت‌های وی احتمال می‌رود که وی توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شده باشد.

اخیرا پلیس فتا ( پلیس سایبری) در گفتگو با رسانه های حکومتی اعلام داشته است که با متخلفین در فضایی مجازی برابر قانون برخورد می کند و در پی این اظهارات نیز چندین وبلاگ نویس در شهرهای مختلف بازداشت شده اند.

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

محکومیت حمله عوامل وابسته به حکومت اسلامی به سفارت بریتانیا در تهران /شاهزاده رضا پهلوی


شاهزاده رضا پهلوی:علیرغم تعهد جمهوری اسلامی به اجرای کنوانسیون وین و مقررات بین المللی در ارتباط با مصونیت اماکن دیپلماتیک، روز سه شنبه هشتم آذرماه، تعدادی از عوامل دست نشانده حکومتی، با حمله به سفارتخانه بریتانیا و اقامتگاه دیپلمات های آن کشور در تهران، بار دیگر ضربه ای سنگین بر اعتبار ایران و ایرانی در صحنه جهانی وارد نمودند.

آنچه مسلم است، هدف جمهوری اسلامی از دست زدن به این اعمال و اتخاذ سیاست های ماجراجویانه و تنش آفرین، انحراف اذهان عمومی از نقض مستمر حقوق بشر در ایران، وضعیت اسفناک زندانیان سیاسی – عقیدتی و معضلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عدیده ای است که کشورمان را به ورطه نابودی کشانده است.


من، اقدام غیرانسانی و غیرقانونی عوامل وابسته به حکومت اسلامی را به نام مقدس دانشجو، در زیر پاگذاشتن قوانین و مقررات بین المللی که نتیجه ای جز پایمال شدن منافع ملی ایران در بر نخواهد داشت، را شدیدا محکوم می نمایم.


هم میهنانم،


دراین شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه همه ما شهروندان ایرانی است تا دست در دست یکدیگر، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی مسالمت آمیز، برای برقراری دموکراسی و حقوق بشر و حفظ منافع ملی کشورمان، متحد شویم.


جامعه جهانی نیز باید حساب ملت ایران را از این اقدامات وحشیانه و غیرقانونی جدا نموده و بصورت علنی و شفاف از خواسته های دموکراتیک و آزادیخواهانه مردم ایران پشتیبانی نماید.


بار دیگر تاکید می نمایم که سرنوشت ایران نه با دخالت نظامی خارجی بلکه تنها باید توسط مردم ایران و با حمایت جامعه بین المللی تعیین شود.


خداوند نگهدار ایران باد

۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

نوجوان قربانی تجاوز در کهریزک مبتلا به جنون شده و در کوچه‌های ناصرخسرودیوانه وار آواز می‌خواند


پارس دیلی نیوز:نوجوانی که امروز در کوچه‌های ناصرخسرو شهر تهران دیوانه وار آواز می‌خواند و هر از چند گاهی مورد تجاوز جنسی نیز قرار می‌گیرد، ‌ همان نوجوان پر شوری است که در اتفاقات سال ۸۸ مچ بند سبز بر دست می‌بست و ندای آزادیخواهی سر می‌داد.

وقتی از کهریزک زنده بیرون آمد، تنها جسم او بود که جان داشت؛ روحش در جایی دیگر سیر می‌کرد. او متعلق به اینجا نبود و نیست. حالا کوچه‌های محلهٔ ناصرخسرو نوجوان زیبارویی را گاهی ملاقات می‌کند که جنون سر تا پایش را گرفته است. نوجوانی که قربانی تجاوز این کوچه‌ها لقب گرفته است. اما پیش از آن قربانی تجاوز حاکمیت در بازداشتگاه کهریزک بود.


چهره ی متجاوز یک شهر، یک مرد، یک حکومت / علی مشرقی


خرداد ماه سال ۹۰، جنایتی در خمینی شهر اصفهان مسئله تجاوز را به اولویت اول رسانه‌ها بدل کرد.

دوازده نفر با صورت‌های پوشیده و مسلح به قمه و چاقو از دیوار باغی در یکی از توابع خمینی شهر وارد می‌شوند، آنجا یک میهمانی خانوادگی بر پا بود. نقابداران پس از بستن دست‌و‌پای مردان حاضر در میهمانی به زنان تجاوز می‌کنند. میان قربانیان یک دختر ۱۲ ساله و یک زن حامله نیز وجود داشت.



افکار عمومی جریحه دار شد. دستگاه قضایی به کار افتاد. پلیس برای یافتن مجرمان دست به اقدامات جدی زد. مجرمان دستگیر شدند و سرانجام چهار متهم این پرونده اواخر مهرماه امسال در ملاء عام اعدام شدند.

ابتدای امسال نیز در یکی از روستاهای استان گلستان، چهار مرد که به بهانه دریافت کمک‌های درمانی وارد خانه بهداشت شده بودند، به خانم دکتر مرکز بهداشت تجاوز می‌کنند و می‌روند.

پیش از آن پرونده دختر جوانی که در یکی از شهرستان‌های استان گلستان توسط دو مرد ربوده می‌شود و پس از تجاوز به عنف، در جنگل‌های استان به قتل می‌رسد مطرح شده بود، دادستان استان گلستان از نگرانی مردم آگاه می‌شود به همین منظور خبر از اعدام قریب‌الوقوع متجاوزان می‌دهد.

اواخر مهرماه امسال نیز یک کودک کار در کرج توسط ۱۱ کارگر افغان ربوده شد و پس از تجاوز دسته‌جمعی به قتل رسید.

بازداشت شدگان که از کارگران غیر مجاز بودند پس از دستگیری و در بازجویی‌ها اعتراف کردند که «پسر را به قصد تعرض ربوده و دسته‌جمعی به او تجاوز کردند و این پسر ناگهان از حال رفت و فوت کرد»

یک ماه پس از واقعه خمینی شهر رئیس پلیس استان اصفهان گفته بود این قبیل حوادث طبیعی است و در تمام شهر‌ها و استانهای کشور رخ می‌دهد و رسانه‌ها فقط این ماجرا را بزرگ کردند.

بدون شک تجاوزهای رسانه‌ای شده، تنها موارد این جنایت در کشور نیست. قربانیان زیادی هر روز از زیر تیغ تجاوز در کشور می‌گذرند و بی‌آنکه خبری از آن‌ها در رسانه‌ها منتشر شود، مرگی درونی را تجربه می‌کنند.

در این میان باید از تجاوزهای خانوادگی نیز یاد کرد که شاید هیچ‌گاه از سوی هیچ مرجع قضایی و حقوقی و حتی غیر رسمی مطرح نمی‌شود.

خشونتی که محصور به حوزه‌ای خصوصی به نام خانواده است. تجاوزهای پدر به دختر، برادر به خواهر و... قربانیان زیادی را در جامعه می‌بلعد و صدایی از درد آن به گوش نمی‌رسد.

واکاوی مسئله تجاوز در جامعه‌ای مانند ایران، نیازمند تحلیل مولفه‌های بسیاری -از ابعاد روانی گرفته تا دلایل اجتماعی و دینی و سیاسی- خواهد بود.

تجاوز جنسی در سطحی‌ترین لایه آن، برآوردن میل جنسی متجاوز است. نیازهای جنسی سرکوب شده، پس از انباشت در فضایی که بسترهای برآوردن آن وجود ندارد، به نوعی دست به طغیانگری روانی می‌زند و بسیاری از معیارهای اخلاقی فرد متجاوز را به محاق می‌راند. از این روی بی‌آنکه فرد متجاوز آگاهانه بر این امر واقف باشد، مکانیسمی روانی در لحظهٔاقدام برای تجاوز، مشروعیت ارتکاب به عملی مجرمانه را برای او صادر کرده است.

سرکوبهای شدید جنسی در ایران، به واسطه نگرشهای دینی غالب در جامعه و سیاستهای بنیادگرایانه حاکمیت، بدون شک تنها عامل نیست اما یکی از دلایل اصلی وقوع جنایتی به نام تجاوز خواهد بود.

به رغم ادعای بسیاری از مسئولین تندروی اسلامگرای جمهوری اسلامی، که آزادی‌های اجتماعی می‌تواند زمینه بروز تجاوز جنسی را افزایش دهد و استدلال عامل تحریک کننده زنانگی را به عنوان دلیل اصلی گرایش به تجاوز جنسی عنوان می‌کنند، اما هر زمان، محدودیت‌ها و اجبارهای دستگاهی فرافردی، قصد کنترل امر جنسی را داشته است، این نیرو به شکل طغیانگر و ناهنجارگونه در جایی دیگر خود را به عینیت می‌رساند.

اما ریشه تجاوز را در خاستگاه تاریخی نظام سلطه و مردسالاری نیز می‌توان جستجو کرد. اِعمال سلطه و دستیابی به خواسته‌های دستگاه حاکم، امری است که در صورت نیاز، ماهیتی فراقانونی می‌یابد و دیگر خود را ملزم به پایبندی به چارچوب‌های برساختهٔنظامی که خود بنا نهاده نیز نمی‌داند.

نمونه آن را می‌توان در تجاوزهای خانوادگی به وضوح واکاوی کرد. مشروعیت اعمال سلطه از سوی مرد بر زن، از مفروضات خدشه ناپذیر نظامهای مردسالار است. قوام نظامهای مردسالار، مبتنی بر بازتولید ارزشهای نظام خانواده و پایبندی به اصول روابط و رعایت پیوندهای موجود در تعاریف محارم است. محارم در نظام مردسالار نقطه کلیدی اعمال سلطه و مشروعیت‌بخشی به استفاده از ابزار خشونت در قالبی به نام ناموس پرستی است.

در عین حال ماهیت فراقانونی اِعمال سلطه در نظام مردسالار زمانی آشکار می‌شود که تجاوز دقیقا در بطن پایگاه اولیه آن یعنی خانواده و در ارتباط با محارم رخ می‌دهد. تجاوز پدر به دخترش، تجلی چهره عریان این سیستم است. حتی در تجاوزهای پدر به پسرش، هر چند جنیست زنانه در آن دخیل نیست اما خاستگاهی متعرضانه به زنانگی نهفته در جسم لطیف پسربچه دارد.

شاید به میان آوردن لطافت زنانه در مخاطره نوعی واکنش‌های فمینیستی قرار داشته باشد اما این مفهوم لطافت و پیشرانه‌ی مرد به سمت برقراری رابطه جنسی نیز خود از گفتمان مردسالار منتج شده است.

با این حال مسئله تجاوز در ایران را از منظر دیگری نیز می‌توان بررسی کرد. ساختار سیاسی کشور در وضعیتی که از عقلانیت استبدادی خود دور می‌شود و به وضعیت استبداد چندپارهٔناهمگون و چندسر بدل می‌گردد، پدیده‌ای مثل تجاوز را نیز می‌تواند در ساز و کارهای اِعمال سلطه و سرکوب به کار برد.

نمونه آن، در تجاوزهای پس از انتخابات و ماجرای کهریزک به شکلی وحشتناک و فاجعه بار بروز یافت. نوجوانی که امروز در کوچه‌های ناصرخسرو شهر تهران دیوانه وار آواز می‌خواند و هر از چند گاهی مورد تجاوز جنسی نیز قرار می‌گیرد، ‌ همان نوجوان پر شوری است که در اتفاقات سال ۸۸ مچ بند سبز بر دست می‌بست و ندای آزادیخواهی سر می‌داد.

وقتی از کهریزک زنده بیرون آمد، تنها جسم او بود که جان داشت؛ روحش در جایی دیگر سیر می‌کرد. او متعلق به اینجا نبود و نیست. حالا کوچه‌های محلهٔناصرخسرو نوجوان زیبارویی را گاهی ملاقات می‌کند که جنون سر تا پایش را گرفته است. نوجوانی که قربانی تجاوز این کوچه‌ها لقب گرفته است. اما پیش از آن قربانی تجاوز حاکمیت در بازداشتگاه کهریزک بود.

حاکمیت متجاوزان را در ملاءعام اعدام می‌کند و در مقابل هر زمان که اراده کند، جامعه را آماج هرگونه تجاوز قرار می‌دهد، از حاکمیتی متجاوز بدون شک نمی‌توان انتظار برچیدن تجاوز جنسی را در جامعه داشت.

تجاوز هر روز قربانی می‌گیرد. در شهر، در خیابانهای تاریک و خلوت، در خانه‌ها و آغوش خانواده، تجاوز لانه کرده است و هر روز طعمه‌ای دیگر را می رباید. خمینی شهر تنها یک بهانه بود برای عریان ساختن تجاوزی بزرگتر. تجاوز دسته جمعی یک جامعه نسبت به هم. تجاوزی از سوی حاکمیت بر مردم و از سوی مردم بر مردم. در نهایت مردم قربانی تجاوز می‌شوند و یک به یک مرگ را تجربه می‌کنند؛ نه لزوما مرگ جسمی، که مرگی از جنس تمام دردهای تجاوز در لحظه‌های قربانی شدن تا تمام سالهای بعد از آن.


نویسنده: علی مشرقی

مرگ و ننگ بر رژیم جنایتکار و سرکوبگر جمهوری خونخوار اسلامی

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

محرم و عاشورا چه ارتباطی با ایرانیان دارد؟


پارس دیلی نیوز:محرم هم مانند دیگر ماههای قمری یکی از دوازده ماه سالنمای اعراب است . از سال هفتم بعثت محمد به پیامبری ، موقعی که او می بایست مکه را به سوی مدینه ترک می نمود ؛ تازه مسلمانهای دو آتشه ، از آن واقعه عادی ، یک مناسبت تاریخی ساختند و از آن به عنوان هجرت ( مهاجرت از جائی به مکانی دیگر ) یاد نمودند.


مهاجرت در شکل ظاهری اش ، یک سفر هدفدار به نقطه ای دور است . اما سفر کردن از مکه تا مدینه را ، نمی توان به همان معنای گسترده مهاجرت تعریف کرد . ولی آنها به خاطر مهمتر جلوه دادن آن نقل مکان ، عنوان هجرت را بدان اطلاق نمودند .

از آن پس سالنمای اعراب به هجری قمری تبدیل گردید . از پیش ظهور اسلام ، چهار ماه در میان اعراب ماههای حرام نامیده می شدند ؛ که یکی از آنها هم ماه محرم بود . در این چهار ماه بسیاری از کارها از جمله جنگ و مسافرت و بعضی از معاملات صورت نمی گرفتند . در سرزمینهای قبیله نشین کشورهای عربی ، جنگهای میان قبیله ها رواج زیادی داشت .

آنها مردمانی از طایفه های بیکاری بودند ، که اکثر وقتشان به صحرانوردی می گذشت ؛ اینها با دامداری و باغداری و کمی هم کشاورزی روزگار خودشان را می گذرانیدند . چنین مردمانی که بیکار و نسبتأ وحشی هم بودند ؛ هر از چند گاهی به سوی سایر قبیله ها که در مجاورت و نزدیکی آنها زندگی می کردند می تاختند ؛ و مردان را می کشتند و زنان آنها را به کنیزی می بردند و بچه هایشان را به بیگاری و غلامی خودشان در می آوردند .


هدف مهم آنان از پیش آوردن چنین ستیزه های قبیله ای ، اعلام زور و توان قبیله هایشان به یکدیگر بود . البته غارت کردن اموال طایفه شکست خورده ، و چپاول رمه های دامی آنان هم ، یکی از اهداف دائمی قبیله های مهاجم به دیگر ساکنان صحراهای خشک و سوزان آن قسمت از کره خاکی بوده است .


از نگارندگان تاریخ اسلام نقل می گردد ؛ در طول راه که محمد از مکه به مدینه می رفت ، در میانه راه در جائی که به آن " غدیرخم " می گفتند ؛ محمد عموزاده نوجوان خودش " علی پسر ابیطالب " را ، بر روی دست بلند کرده و به همراهانش که اصحاب و یاران او و از شیوخ مهم آن زمان در کشور عربستان سعودی بوده اند ؛ اعلام داشته که پس از من ، این فرد ( به علی اشاره کرده بوده ) مولای شما و جانشین من نزد شما خواهد بود .


ظاهرا از همان موقع هم بزرگان قوم قریش ( قبیله ای که محمد به آن تعلق داشت . ) کینه علی را به دل گرفته بودند ؛ و با وجود کسانی مثل خودشان ، که در میان قبیله قریش اعتبار زیادی را داشتند ؛ کسرشان می آمد که بعد از محمد ، علی جانشین او باشد و امور مسلمانها را اداره بکند .


هنگامی که آیه های قرآن بر محمد نازل می شدند ، چند نفر از پیروان او به نوشتن آن آیات می پرداخته اند . در میان آن افراد علی هم از کاتبان وحی ( ثبت کنندگان آن الهامات ) بوده است. علت این که چند نفر چنین مأموریتی را داشته اند که نازل شدن قرآن بر محمد را بنویسند ؛ ردّ هر گونه تردیدی از سوی مخالفان با محمد و آئین جدیدی که او مدعی پیامبری آن بود می باشد.


به قول اسلام شناسان ، بعد از تمام شدن نزول هر آیه ، همه افرادی که سخنان محمد را ( تکرار همان کلماتی که محمد از جبرئیل می شنیده را ) با ذکر شماره آن آیه و نام سوره ای که آیه به آن تعلق داشته ، برای محمد باز خوانی می کرده اند . که اصطلاحا به این کار " مقابله " می گویند . هدف هم این بوده است که شکی در اصالت آیه های نازل شده در میان آنها به وجود نیاید .

چنانچه در یکی از سوره های قرآن ، کلمه " مکه " توسط همه کاتبان مورد نظر " بکّه " نوشته شده بوده ؛ این کلمه هنوز به همان شکل بکه در قرآن موجود است . آن موقع آنها هیچکدام نفهمیده بودند که چرا فرشته وحی مکه را بر پیامبر بکه نازل نموده است ؟ ولی بعدها در این اواخر ، پس از چهارده قرن ، در سال 1976 میلادی ، توسط شخصی به نام دکتر " رشاد خلیفه " آمریکائی مصری تبار، که در یکی از دانشگاههای آمریکا ( کالیفرنیا یا آریزونا ) استاد رشته شیمی بوده است ؛ علت این امر کشف شده است . < رجوع کنید به کتاب کشف اعجاز ریاضیات قرآن > در مسجد توسان در همان ایالات کالیفرنیا.


بعد از مرگ محمد ، عموها و عموزاده هایش که نمی خواسته اند به وصیت او عمل نموده و علی را به جانشینی وی برگزینند ؛ قبل از مراسم خاکسپاری محمد ، در اسرع وقت پیر مردی از اصحاب او را که پدر جوانترین همسرپیامبر(عایشه ) یعنی ابوبکر را برای رهبری مسلمانها انتخاب می کنند. سرانجام علی هم که در مقابل آن اکثریت کاری از دستش بر نمی آمده که انجام بدهد ؛ سکوت نموده و به تنهائی مشغول کارهای دفن محمد که پدر زنش هم بوده می شود .

در قرآن که شامل 114 سوره است ، سوره نهم آن که برائت نام دارد و خطاب به کافران نازل گشته است ، سوره بدون ذکر نام خدا شروع می شود . ( سوره 9 توبه = برائت ) ؛ در تمام این سوره از سوی خدا به مشرکان موارد خاصی که جنبه اخطار و ترسانیدن را دارد بیان گردیده است.


مخالفان با علی ، به خاطر آنکه طرفداران او آنها را مشرک و کافر قلمداد می نمودند ؛ جهت ردّ چنین نظریاتی ، دو

آیه ی انتهای سوره مورد نظر را عوض می کنند . هنگام جمع آوری همه دست نوشته های کاتبان وحی ، برای نوشته شدن کل قرآن در یک مجموعه ، علی که خودش هم از کاتبین وحی بوده است ؛ از این کار آنها سر در می آورد.

از همان موقع نیز اختلاف میان آنها شدیدتر گشته و مسلمانها به دو دسته تقسیم می گردند .


جنگهای میان علی و معاویه ، و پس از آنها میان پسرانشان حسین و یزید هم بر سر همان اختلاف ریشه دار به وجود آمده اند. فردی به نام " ابی حزیمه " که او هم از کاتبان وحی بوده است ، نویسنده آن دو آیه در انتهای سوره توبه بوده است .

جنگ میان حسین و یزید هم که در ماه محرم به وقوع پیوسته است ؛ برای اصلاح قرآن از روی دست نوشته ابی حزیمه و برگرداندن آن با همان دست نوشته علی بوده است.


یعنی یگیری دو اختلاف ریشه دار قبیله ای ، که کوچکترین ربطی به مسلمانهای سایر نقاط جهان ، به ویژه با ایرانیان نداشته و مسلمانهای " کاتولیک تر از پاپ " ایرانی ، بدون آنکه از دلیل اصلی آن اختلافات و جنگهای ناشی از آن چیزی بدانند ؛ همه ساله دو ماه از ماههای زندگانی شان را ( محرم و صفر ) را ، در حالت عزاداری و سوگواری به سر می برند!

تشکیل مراسم روضه خوانی ، پایه گذاری تکیه های سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی و دیگر مراسم خودآزاری در میان ایرانیان ، از تحقیرآمیزترین موضوعاتی هستند که با هزاران خرافه نیز عجین گشته و به دست و پای مردم ایران پیچیده اند !

سخیف تر آنکه ، از بعد از روی کار آمدن شیادانی مانند آخوندهای رمال و خرافه پرست ، بر شدت چنین اعتقادات پوسیده ای در میان مردم افزوده گردیده ؛ و حکومت جهل و تباهی بر سر مردم و افکار و زندگی شان سایه شومی از نادانی و جهالت را گسترده است.

ملتی که زیباترین و یکتاپرستانه ترین دینهای روزگار از آن ایشان بود ؛ پندار نیک و کردار نیک و گفتار نیک را به بهائی ارزانتر از مفت ، فروختند و جهل و نادانی و فساد و تبهکاری را ، جایگزین بهترین هائی که داشتند کردند !

پائیز 1390 هلند

محترم مومنی روحی

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

واشنگتن پست :انفجار مبهم و رهبران جمهوری اسلامی


پارس دیلی نیوز:انفجار عظیمی که دو هفته پیش در یکی از پادگان های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  رخ داد آخرین انفجار از یک سلسله انفجارهای مرموزی است که درخطوط لوله نفت و گاز و پادگان های نظامی ایران رخ داده و تعداد زیادی کشته و خساراتی به زیرساخت های کشور در ظرف دوسال گذشته برجای گذاشته است.


مقامات ایرانی روز 12 نوامبر گفتند انفجار در پادگان موشکی ایران یک "تصادف" بوده است و هیچ گونه خرابکاری اتفاق نیافتاده است. انفجار پادگان نظامی در ملارد به حدی قوی بود که تهران را در فاصله 45 کیلومتری لرزاند.


علی رغم انکار مقامات در مورد دست نداشتن خارجی ها در این انفجار، در ایران تردید هایی نسبت این انفجار ها بوجود آمده است و متخصصین صنعتی نیز از پنج برابر شدن انفجار ها در پالایشگاه ها و خطوط نفت و گاز سخن می گویند.


توجیه کردن انفجارها توسط مسئولانی که نمی خواهند در برابر احتمال حمله نظامی اسرائیل ضعیف و آسیب پذیر جلوه کنند، وضعیت بسیار دشواری را بوجود آورده است.


مقامات اغلب تصادف های صنعتی را عامل این انفجار ها ذکر کرده اند و از "اتصالات آسیب دیده" یا ساختمان های «غیر استاندارد» سخن گفته اند. با این وجود فقدان مطبوعات آزاد تحقیق در زمینه این ادعاها را دشوار ساخته است.


یکی از متخصصین نفتی گفت تحریم های غرب که باعث جلوگیری از دسترسی ایران به وسایل ضروری برای تعمیر تجهیزات شده است نیز می تواند عامل موثری در این انفجار ها باشد.


رضا زندی، روزنامه نگار متخصص در امور انرژی گفت: "امروزه بسیاری از پروژه ها توسط شرکت های ایرانی و فاقد استاندارد های ایمنی اجرا می شود. واضح است که تعداد حوادث صنعتی در سال های اخیر به شدت افزایش یافته است."


حداقل 17 انفجار در خطوط لوله گاز در سال گذشته رخ داده است در حالیکه این رقم در سال 2008 و 2009 تنها سه مورد بوده است. در همین حال حدود دوازده انفجار در سال 2010 در پالایشگاه های ایران رخ داده است، ولی متخصصین می گویند تعیین دلایل این انفجار ها دشوار است.


در آمریکا، نامزد های جمهوریخواه ریاست جمهوری از اوباما خواسته اند عملیات پنهانی علیه جمهوری اسلامی را برای بازداشتن ایران از ادامه غنی سازی اورانیوم انجام دهد. مقامات آمریکایی معتقدند ایران در حال تهیه مواد ضروری برای کلاهک های هسته ای است. ایران تاکید می کند که برنامه هسته ای این کشور صرفا برای تولید برق دنبال می شود.


سوءظن نسبت به انجام عملیات مخفیانه زمانی بیشتر شد که در ماه آوریل چهار انفجار همزمان در خطوط انتقال گاز در نقاط مختلف استان قم اتفاق افتاد. پرویز سروری، نماینده مجلس ایران به خبر گزاری مهر گفت این انفجارها کار "تروریست ها" بوده است و توسط "دشمنان جمهوری اسلامی" انجام شده است.


ایران در سال های اخیر توان خود در شناسایی جاسوسان را بهبود بخشیده است و تعدادی از ایرانیان مشکوک به فروش اطلاعات به آمریکا، بریتانیا و اسرائیل را دستگیر کرده است.


حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران در ماه مه از دستگیری 30 جاسوس سیا خبر داد که برای تهیه نقشه شبکه زیر ساخت انرژی کشور استخدام شده بودند.


مصلحی گفت: "یکی از اهداف آنها انجام عملیات خرابکارانه بوده است."


مجلس ایران هیئتی را مسئول تحقیق درمورد انفجار پادگان ملارد کرد ولی نتایج این تحقیق که قرار بود این هفته منتشر شود ذکرنشده است. محمد کاظم حجازی، نماینده مجلس گفت ارائه این اطلاعات ممکن است به "دشمن" کمک کند.


یکی از منابع نزدیک به سپاه پاسداران، به شرط ناشناس ماندن، گفت: "ما احتمال خرابکاری را رد نمی کنیم. مشکل نیست به کسی رشوه داده شود تا این کار را انجام دهد."


روز چهارشنبه انفجار بزرگی در جنوب لبنان، که تحت کنترل حزب الله است رخ داد، که گفته می شود محل نگاهداری موشک هایی است که برای هدف گرفتن مرکز اسرائیل ذخیره شده بود. حزب الله در باره دلایل این انفجار اظهار نظر نکرده است ولی انکار کرد که این انفجار در یکی از انبار های مهمات این گروه رخ داده است.


ایران، آمریکا و اسرائیل را به سازمان دهی قتل سه نفر از متخصصین هسته ای خود متهم کرده است.


یکی از علائم وخامت روابط ایران با غرب بررسی اخراج سفیر بریتانیا از ایران در مجلس این کشور است. این اقدام پس از تحریم های بیشتر بریتانیا و آمریکا علیه جمهوری اسلامی صورت می گیرد. دیپلمات ها گفتند اگر مجلس ایران این تصمیم را بگیرد امکان فراخواندن بقیه سفرای اتحادیه اروپا از این کشور وجود دارد.


منبع – واشنگتن پست - 25 نوامبر 2011